بخش ۸۲ - جواب دادن فرامرز سرایندهٔ فرامرزنامه
سرایندهٔ فرامرزنامه / فرامرزنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
فرامرز گفت این درخت آدمیست
همین چار گوهر تو را همدمیست
هم از آتش و آب و وز باد و خاک
درختی بدین گونه رستهست پاک
همه شاخ او رنگ رنگست نیز
چو تازی و ترکی و زنگست نیز
چو رومی چو کشمیری و دلبر است
گر ایزد پرست است گر بت پرست
که قیوم پاکست پرودگار
بدین سان درختی بیاوردبار
همه عقل و هوش و همه تاب و نوش
دهد دست و پای و دگر چشم وگوش
یکی را چو من دل ببخشد به خود
سری چون تو هرگز نیارد به خود
بدان تا به عقبی مرا خوش کند
تو را دیده و دل بر آتش کند
ترا چاره گفتم به رنج آمدی
بدین گفته خود به رنج آمدی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
فرامرز میگوید که درخت نشاندهندهی انسان است و چهار عنصر اصلی طبیعی (آتش، آب، باد و خاک) در رشد آن نقش دارند. او اشاره میکند که درخت با شاخههایی به رنگهای مختلف، نماد تنوع انسانهاست که ممکن است پیرو ادیان یا فرهنگهای متفاوتی باشند. درخت به عنوان مظهر خدای پاک و خالق، همه چیز را در خود جمع کرده و به انسانها عقل و احساسات میدهد. به این ترتیب، فرامرز به عشق و دلبستگیاش به کسی اشاره میکند و از تاثیرات عمیق این عشق بر دل و جانش صحبت میکند. او همچنین بیان میکند که شاید این عشق برای دیگران نیز دشوار باشد، اما ارزش دارد.