شمارهٔ ۲۳ نسیمی
عمادالدین نسیمی / اضافات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای نسیم سحری! غالیهبار آمدهای
مگر از سلسلهٔ سنبلِ یار آمدهای
گر نداری هوس ریختن خون هزار
چیست ای غنچه! که با خنجر خار آمدهای
ای گل! ار سرخ برآیی عجبی نیست که تو
شرمسار رخ آن لالهعذار آمدهای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نسیمی اشاره میکند که با عطر خوش و زیبایی خاصی به وجود آمده است و از محبوبش آمده است. او از گلها و غنچهها سخن میگوید و میپرسد که چرا غنچه با خنجر خار آمده است. همچنین، شاعر بیان میکند که اگر گلی سرخ رنگ شکوفا شود، جای تعجب نیست چون که در حضور لالهایی با زیبایی خاص، خود را شرمنده احساس میکند. به طور کلی، شعر به زیباییهای طبیعی و ارتباط آن با عشق و شوق میپردازد.