شمارهٔ ۱۷۴ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خرامان میرود دلبر به بستان وقت گل گل گل
به رخ گل گل به لب مل مل به قد چون سرو سنبل بل
سمن داری تو در بر بر به شوخی راست چون عرعر
دلت چون سنگ مرمر مر زبانت راست چون بلبل
به سنگینی چو که که که، به چستی باد صرصر صر
درآمد در چمن چم چم چمن پر شد ز غلغل غل
عرق بر عارضش نم نم ز مدحش دم به دم دم دم
کمندش برده خم خم خم سمندش همچو دلدل دل
نمی دانی تو آن خویش، نگردی گرد آن کویش
نسیمی دید آن رویش فتاد اندر تسلسل سل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذبه دلبر در بستان میپردازد. دلبر با ظاهری دلفریب و graceful در میان گلها میخرامد. او به زیباییهای گلها و لطافت صدا و برداشتی از خود میبالد. مفهوم شعر حول محور زیبایی، عشق و جاذبه میچرخد، و شاعر به شیوهای دلنشین و تصویری این احساسات را به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر نتوانسته از زیبایی دلبر جدا شود و مشغول ستایش اوست.