غزلیات — دیوان اشعار فارسی نسیمی
عمادالدین نسیمی / دیوان اشعار فارسی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۶ — این حضور عاشقان است، الصلا
- شمارهٔ ۸ — آنچه پیش است اگر جمله بدانید شما
- شمارهٔ ۱ — یارب چه شد آن دلبر عیاره ما را
- شمارهٔ ۷ - ستایش فضلالله نعیمی — ای چون فلک از عشق تو سرگشته سر ما
- شمارهٔ ۴ — بهشت و حور، بی وصلت، حرام است اهل معنی را
- شمارهٔ ۳ — می کشد چشم تو از گوشه به میخانه مرا
- شمارهٔ ۵ — در عالم توحید چه پستی و چه بالا
- شمارهٔ ۲ — صبح از افق بنمود رخ، در گردش آور جام را
- شمارهٔ ۱۲ — ای رخت از روی حسن آیینه گیتی نما
- شمارهٔ ۱۶ — ای شب زلفت که روزش کس نمی بیند به خواب
- شمارهٔ ۱۰ — تا هوای طوبی قد تو دارد جان ما
- شمارهٔ ۱۵ - ستایش فضلالله نعیمی — ای رموز لوح رویت عنده امالکتاب
- شمارهٔ ۱۴ — ای ز سنبل بسته مویت سایبان بر آفتاب
- شمارهٔ ۱۳ — ای روز و شب خیال رخت همنشین ما
- شمارهٔ ۱۱ — ای رخ جانفزای تو جام جم جهان نما
- شمارهٔ ۹ — ساقیا آمد به جوش از شوق لعلت جان ما
- شمارهٔ ۲۳ — هیچ میدانی که عالم از کجاست؟
- شمارهٔ ۱۷ — چون گشودم فال بخت از مصحف روی حبیب
- شمارهٔ ۱۸ — ای صفات تو عین موجودات
- شمارهٔ ۱۹ — زهی جمال تو مستجمع جمیع صفات
- شمارهٔ ۲۰ — ای کعبه جمال توام قبله صلات
- شمارهٔ ۲۲ — مرا در آتش غم، عشقت آن زمان انداخت
- شمارهٔ ۲۱ — اگرچه چشمه نوش تو دارد آب حیات
- شمارهٔ ۲۴ — عشق تو گرفتار تو داند که چه درد است
- شمارهٔ ۲۸ — من سر شادی ندارم با غم یارم خوش است
- شمارهٔ ۲۹ — گفتمش زلف تو مأوایی خوش است
- شمارهٔ ۳۲ — مطلع انوار زلفت مسکن جان و دل است
- شمارهٔ ۳۰ — ای که از فکر تو پیوسته سرم در پیش است
- شمارهٔ ۲۶ — سالک عشق تو هر دم به جهان دگر است
- شمارهٔ ۲۷ — امشب از روی تو مجلس را ضیایی دیگر است
- شمارهٔ ۲۵ — زلف تو شب قدر من و روی تو عید است
- شمارهٔ ۳۱ — گرچه چشم ترک مستت فتنه و ابرو بلاست
- شمارهٔ ۳۴ — مرغ عرشیم و قاف خانه ماست
- شمارهٔ ۳۳ — سلطان غمت را دل پردرد مقام است
- شمارهٔ ۳۵ — نقش هستی رقم صورت کاشانه ماست
- شمارهٔ ۳۹ — چشم بیمار تو تا مست و خراب افتاده است
- شمارهٔ ۳۷ — بخت ابد یار آن که با تو قرین است
- شمارهٔ ۳۶ — منم آن مجمع البحرین که پر لؤلؤی مرجان است
- شمارهٔ ۴۰ — ساقی سیمین برم جام شراب آورده است
- شمارهٔ ۳۸ — عرش رحمان است رویش، علم الاسما گواست
- شمارهٔ ۴۴ — چشم تو فتنه ای است که عالم خراب اوست
- شمارهٔ ۴۵ — ای دل! بلا بکش چو دلت مبتلای اوست
- شمارهٔ ۴۳ — آن که بر لوح رخت خط الهی دانست
- شمارهٔ ۴۸ — الله الله این چه نور است آفتاب روی دوست
- شمارهٔ ۴۲ — تعالی الله از این صورت که عین ذات پرمعنی است
- شمارهٔ ۴۷ — بیار باد صبا شمه ای ز طره دوست
- شمارهٔ ۴۶ — مطلع نور تجلی آفتاب روی اوست
- شمارهٔ ۴۱ - سرزنش گمکردهراهان — مسجد و میکده و کعبه و بتخانه یکی است
- شمارهٔ ۵۲ — خلاق دو عالم بجز از فضل خدا نیست
- شمارهٔ ۵۱ — مشرک بی دیده کی احوال ما داند که چیست
- شمارهٔ ۵۳ — جز وصل رخت چاره درد دل ما نیست
- شمارهٔ ۵۴ — جانا بیا که صحبت جان بی تو هیچ نیست
- شمارهٔ ۵۵ — هر که با جام می لعل لبش همدم نیست
- شمارهٔ ۵۶ - مهاجرت از باکو — خاک باد آن سر که در وی سر سودای تو نیست
- شمارهٔ ۴۹ — لوح محفوظ است پیشانی و قرآن روی دوست
- شمارهٔ ۵۰ — غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیست
- شمارهٔ ۵۸ — نرنجم از تو گرت سوی ما نگاهی نیست
- شمارهٔ ۶۰ — آرزومندی و درد هجر یار از حد گذشت
- شمارهٔ ۵۹ — خلاف خوی رضا، یار ما گرفت و گذاشت
- شمارهٔ ۶۱ — ای که بردی تو به خوبی گرو از حور بهشت
- شمارهٔ ۶۲ — دل بی تو از نعیم دو عالم ملال یافت
- شمارهٔ ۶۳ — خون ببار از مژه ای دیده! که دلدار برفت
- شمارهٔ ۶۴ — هر که را اندیشه زلف تو در دل جا گرفت
- شمارهٔ ۵۷ — حیات زنده دلان جز به عشقبازی نیست
- شمارهٔ ۶۶ — ای شمع فلک پرتوی از روی چو ماهت
- شمارهٔ ۷۲ — ز بند زلف تو جان مرا نجات مباد
- شمارهٔ ۷۱ — رفتم اینک از سر کوی تو ای جان! خیر باد
- شمارهٔ ۶۷ — ای نور رخت مطلع انوار هدایت
- شمارهٔ ۶۸ — گر به می تشنه شود آن لب باریک مزاج
- شمارهٔ ۷۰ — می روم با درد و حسرت از دیارت، خیر باد
- شمارهٔ ۶۹ — سی و دو خط رخت گنج ترا افتتاح
- شمارهٔ ۶۵ — ای سایه الهی ظل همای زلفت
- شمارهٔ ۷۸ — دلی دارم که در وی غم نگنجد
- شمارهٔ ۷۷ — ماه نو چون دیدم ابروی توام آمد به یاد
- شمارهٔ ۷۹ — گل صدبرگ من سنبل بر اطراف سمن دارد
- شمارهٔ ۷۴ - استقبال از حافظ — تا پرده ز رخسار چو ماه تو برافتاد
- شمارهٔ ۸۰ — شمع رویت صفت نور تجلی دارد
- شمارهٔ ۷۶ — دست قدرت بر عذارت خال مشکین تا نهاد
- شمارهٔ ۷۵ — کس بدین آیین حسن از مادر گیتی نزاد
- شمارهٔ ۷۳ — تا از لب و چشم تو به عالم خبر افتاد
- شمارهٔ ۸۶ - ستایش فضلالله نعیمی — قاصدی کو تا به جان پیغام دلدار آورد
- شمارهٔ ۸۸ — گر سعادت نظری بر من زار اندازد
- شمارهٔ ۸۷ - استقبال از حافظ — دل از عشق پریرویان دل من برنمیگیرد
- شمارهٔ ۸۳ — دلدار ما به عهد محبت وفا نکرد
- شمارهٔ ۸۲ — کیست آن سرو که بر راه گذر میگذرد
- شمارهٔ ۸۵ — از تو خوبی طمع مهر و وفا نتوان کرد
- شمارهٔ ۸۴ — در کوی خرابات مناجات توان کرد
- شمارهٔ ۸۱ — احوال درد ما بر درمان که میبرد؟
- شمارهٔ ۹۱ — بر دلم هردم جفای بیوفایی میرسد
- شمارهٔ ۹۶ — مأوای غمت جز دل پردرد نباشد
- شمارهٔ ۹۵ — شب قدر بی قراران سر زلف یار باشد
- شمارهٔ ۹۴ — مست شراب عشقش بی باده مست باشد
- شمارهٔ ۹۲ — ز تو چشم وفا داریم و هیهات این کجا باشد
- شمارهٔ ۹۰ — مشتاق گل از سرزنش خار نترسد
- شمارهٔ ۸۹ — دلم ز مهر تو آن دم چو صبح دم می زد
- شمارهٔ ۹۳ — اگر گویم که مهر و مه، ز رخسارت حیا باشد
- شمارهٔ ۱۰۰ — ندانم تا دگربار این دل ریشم چه شیدا شد
- شمارهٔ ۹۸ — در سر غم تو دارم دستار و سر چه باشد
- شمارهٔ ۱۰۳ — سلطنت کی کند آن شاه که درویش نشد
- شمارهٔ ۱۰۱ — ای که رخت به روشنی غیرت آفتاب شد
- شمارهٔ ۱۰۲ — مهر رخسار تو داغ عشق بر دل میکشد
- شمارهٔ ۹۹ — چه نکته بود که ناگه ز غیب پیدا شد
- شمارهٔ ۱۰۴ — آن آفتاب دولت بر چرخ ما برآمد
- شمارهٔ ۹۷ — خوبی و بتا از تو جفا دور نباشد
- شمارهٔ ۱۰۶ — تا فضل خدا بر صفت ذات برآمد
- شمارهٔ ۱۰۵ — روح القدس از کوی خرابات برآمد
- شمارهٔ ۱۰۸ — گشودم در ازل مصحف، رخ یارم به فال آمد
- شمارهٔ ۱۱۲ — تقلید روان از ره توحید بعیدند
- شمارهٔ ۱۰۷ — بهار آمد بهار آمد بهارِ سبزپوش آمد
- شمارهٔ ۱۰۹ — چنین که چهره خوب تو دلبری داند
- شمارهٔ ۱۱۱ — عارفان از دو جهان صحبت جانان طلبند
- شمارهٔ ۱۱۰ — دل زار از تو بیزاری تواند کرد، نتواند
- شمارهٔ ۱۱۵ — کیست که از ره کرم حاجت ما روا کند
- شمارهٔ ۱۱۸ — یار ما صاحب حسن است جفا چون نکند
- شمارهٔ ۱۱۹ — چشمی که جز مطالعه روی او کند
- شمارهٔ ۱۲۰ — ماه بدر از روی خورشیدم حکایت میکند
- شمارهٔ ۱۱۴ — عشاق، هوای رخ زیبای تو دارند
- شمارهٔ ۱۱۶ — تشبیه رویت آن که به گل یاسمن کند
- شمارهٔ ۱۱۷ — دل فغان از جورت ای جان حاش لله چون کند؟
- شمارهٔ ۱۱۳ — آنان که به تقلید مجرد گرویدند
- شمارهٔ ۱۲۷ — دردمندان تو اندیشه درمان نکنند
- شمارهٔ ۱۲۴ — آنجا که وصف سرو گل اندام ما کنند
- شمارهٔ ۱۲۵ — عابدان حق سجود قبله رویت کنند
- شمارهٔ ۱۲۶ — سر چه باشد که نثار قدم یار کنند
- شمارهٔ ۱۲۱ — عقل را سودای گیسوی تو مجنون میکند
- شمارهٔ ۱۲۸ — صور دمم تا همه بی جان شوند
- شمارهٔ ۱۲۲ — صاحب نظران قیمت سودای تو دانند
- شمارهٔ ۱۲۳ — عارفان روی تو را نور یقین میخوانند
- شمارهٔ ۱۳۵ — آفتاب روی یار از مطلع جان رخ نمود
- شمارهٔ ۱۳۴ — نیستم یک دم ز عشقت ای صنم پروای خود
- شمارهٔ ۱۳۳ — بازآ که بی رویت شدم سیر از جهان و جان خود
- شمارهٔ ۱۳۲ — آمد از کتم عدم این نطفه در ملک وجود
- شمارهٔ ۱۲۹ — حق بین نظری باید تا روی مرا بیند
- شمارهٔ ۱۳۱ — قبله عشاق عارف صورت رحمان بود
- شمارهٔ ۱۳۰ — قمر از روی تو دارد خبری، میگویند
- شمارهٔ ۱۳۶ — گر ماه من شبی چون تابان قمر برآید
- شمارهٔ ۱۴۳ — کشته عشق ترا گر خونبها خواهد رسید
- شمارهٔ ۱۳۸ — به جان وصل تو میخواهم ولیکن برنمیآید
- شمارهٔ ۱۴۰ — مرا خون هست از چشمم، می و ساغر نمیباید
- شمارهٔ ۱۳۹ — مقام عشق مهرویان دل پردرد میباید
- شمارهٔ ۱۴۲ — آن کو نظر به روی تو کرد و خدا ندید
- شمارهٔ ۱۳۷ — شبی که ماه من از مطلع جمال برآید
- شمارهٔ ۱۴۴ — جان به لب تا نرسید از تو به کامی نرسید
- شمارهٔ ۱۴۱ — بیا که بیتو مرا این جهان نمیباید
- شمارهٔ ۱۴۵ — ساقی سیمین برآمد باده میباید کشید
- شمارهٔ ۱۴۷ — روشن است این و راست میگوید
- شمارهٔ ۱۴۶ — شرح غم دل ما با یار ما که گوید؟
- شمارهٔ ۱۵۱ — دوش باز آمد به برج آن طالع ماهم دگر
- شمارهٔ ۱۵۲ — ای با دلم عشق تو را هر لحظه بازاری دگر
- شمارهٔ ۱۴۸ — کفر زلفت گر نهد بر سر مرا یکبار بار
- شمارهٔ ۱۴۹ — مست جام حسن یارم وز دو چشمش پرخمار
- شمارهٔ ۱۵۰ — در خرابات عشق وقت سحر
- شمارهٔ ۱۵۹ — بر سینه من ناوک مژگان زدهای باز
- شمارهٔ ۱۶۰ — بر سر کوی تو دارم سر سربازی باز
- شمارهٔ ۱۵۵ — دلبری دارم بغایت شوخ چشم و فتنه گر
- شمارهٔ ۱۵۳ — ای گل روی تو را حسن و بهایی دگر
- شمارهٔ ۱۵۴ — رق منشور است انسان، رق نگر
- شمارهٔ ۱۵۸ — ای ز آفتاب رویت روز جهان منور
- شمارهٔ ۱۵۶ — اگر او او نماید ید رخ چون مه مه و خور خور
- شمارهٔ ۱۵۷ - استقبال از حافظ — تکیه کن بر فضل حق، ای دل ز هجران غم مخور
- شمارهٔ ۱۶۶ — میکشد دل یک طرف خط تو کاکل یک طرف
- شمارهٔ ۱۶۷ — صراحی میزند هردم انالحق
- شمارهٔ ۱۶۴ — باطن صافی ندارد صوفی پشمینه پوش
- شمارهٔ ۱۶۵ — رشته پرتاب جان تا چند سوزانم چو شمع
- شمارهٔ ۱۶۸ — ای صبا هست رخ یار به غایت نازک
- شمارهٔ ۱۶۱ — زلف یارم را نه تنها دلبری کار است و بس
- شمارهٔ ۱۶۳ — ای صورت جمالت بر لوح جان منقش
- شمارهٔ ۱۶۲ — ز من که طایر قافم نشان عنقا پرس
- شمارهٔ ۱۷۰ - ستایش فضلالله نعیمی — دولت وصل تو را یافتهام در کپنک
- شمارهٔ ۱۶۹ - ستایش فضلالله نعیمی — تا شنیدم سخن فضل خدا در کپنک
- شمارهٔ ۱۷۱ — ای از لب تو تنگ شکر آمده به تنگ
- شمارهٔ ۱۷۳ — در ضمیرم روز و شب نقش تو میبندد خیال
- شمارهٔ ۱۷۲ — این چه چشم است این چه ابرو این چه زلف است این چه خال؟
- شمارهٔ ۱۷۴ — خرامان میرود دلبر به بستان وقت گل گل گل
- شمارهٔ ۱۷۶ — بر من جفا ز غمزه یار است والسلام
- شمارهٔ ۱۷۵ — ای ز رخسارت الی الرحمن ذوالعرش السبیل
- شمارهٔ ۱۸۱ — نظر برداشت از من تا حبیبم
- شمارهٔ ۱۷۹ — من به توفیق خدا، ره به خدا یافتهام
- شمارهٔ ۱۸۲ — من شاهباز زاده شاه شریعتم
- شمارهٔ ۱۸۴ — به بوی زلف مشکینت گرفتار صبا بودم
- شمارهٔ ۱۸۰ — تا منور شد ز خورشید رخ او دیدهام
- شمارهٔ ۱۸۳ — من گنج لامکانم اندر مکان نگنجم
- شمارهٔ ۱۷۸ — صورت رحمان من آن روی نکو دانستهام
- شمارهٔ ۱۷۷ — لوح محفوظ است رویش زلف و خال و خط کلام
- شمارهٔ ۱۸۹ — هر آن نقشی که می بندی نگارا ناقش آنم
- شمارهٔ ۱۹۱ - ستایش فضلالله نعیمی — پیش روی فضل حق جان را یقین قربان کنم
- شمارهٔ ۱۸۸ — ترک شراب کی کنم من که چو رند فاسقم؟
- شمارهٔ ۱۸۷ — قسم به مهر جمالت که جز تو ماه ندارم
- شمارهٔ ۱۹۲ — شد ملول از خرقه ازرق دل من، چون کنم؟
- شمارهٔ ۱۸۵ — در خمارم ساقیا! جام جمی میبایدم
- شمارهٔ ۱۹۰ — منم آن دو هفته ماهی که بر آسمان جانم
- شمارهٔ ۱۸۶ - ستایش فضلالله نعیمی — من آن گنجم که در باطن هزاران گنج زر دارم
- شمارهٔ ۱۹۳ - ستایش فضلالله نعیمی — فضل اله یار شد یار دگر چه میکنم
- شمارهٔ ۲۰۰ — صلاح از ما مجو زاهد که ما رندیم و قلاشیم
- شمارهٔ ۱۹۴ — چشم مستش به خواب میبینم
- شمارهٔ ۱۹۵ — شبی چون شمع می خواهم که پیش یار بنشینم
- شمارهٔ ۱۹۷ — علت غایی ز امر کن فکان ما بودهایم
- شمارهٔ ۱۹۸ — ما مرید پیر دیر و ساکن میخانهایم
- شمارهٔ ۱۹۶ — ما حاصل از حیات رخ یار کردهایم
- شمارهٔ ۱۹۹ — چشم ما بینا به حق شد، ما به حق بینا شدیم
- شمارهٔ ۲۰۷ — ح ا ج یا خدای جهان!
- شمارهٔ ۲۰۵ — ناوک غمزه هر دمم می زند از کمین کمان
- شمارهٔ ۲۰۲ — ای که نگذشتی ز رویش بر صراط مستقیم
- شمارهٔ ۲۰۳ — گوهر گنج حقیقت به حقیقت ماییم
- شمارهٔ ۲۰۸ — ای جمالت گشته پیدا در نهان خویشتن
- شمارهٔ ۲۰۶ — سر خدا که بود نهان در همه جهان
- شمارهٔ ۲۰۱ — با روی او مگو که ز گلزار فارغیم
- شمارهٔ ۲۰۴ — شق شد سماوات دخان از وجه خوب دلبران
- شمارهٔ ۲۰۹ — به کوی یار میباید به چشم خونفشان رفتن
- شمارهٔ ۲۱۱ — تو رسم دلبری داری و دانی دلبری کردن
- شمارهٔ ۲۱۲ — بیار باده که عید است و روز می خوردن
- شمارهٔ ۲۱۰ — حدیث لعل تو نتوان بدین زبان گفتن
- شمارهٔ ۲۱۳ — طالب توحید را باید قدم بر «لا» زدن
- شمارهٔ ۲۱۴ — گفته بودی با تو کار من به سر خواهد شدن
- شمارهٔ ۲۱۶ — من ز عشق یار نتوانم به جان بازآمدن
- شمارهٔ ۲۱۵ — طالب یار، اول او را یار میباید شدن
- شمارهٔ ۲۲۲ — قصد زلف یار داری در سر ای دل هی مکن
- شمارهٔ ۲۲۳ — با بخت سعد یارم چون هست یار با من
- شمارهٔ ۲۱۹ - ستایش فضلالله نعیمی — گر طالب بقایی اول فنا طلب کن
- شمارهٔ ۲۲۱ - نکوهش دزدان لباس روحانیت — ای دل ار پختهٔ عشقی، طمعِ خام مکن
- شمارهٔ ۲۱۸ — ساقی! نسیم وقت گل آمد شتاب کن
- شمارهٔ ۲۲۰ - در ستایش حافظ — بیا ای گنج بی پایان، چو خود ما را توانگر کن
- شمارهٔ ۲۱۷ — نه چرخ دیده نه سیاره از بدایت حسن
- شمارهٔ ۲۲۴ — گل ز خجالت آب شد پیش رخ نگار من
- شمارهٔ ۲۲۵ - ستایش فضلالله نعیمی — گر شبی بازآید از در شمع جان افروز من
- شمارهٔ ۲۳۲ — روی خداست ای صنم روی تو، رای من ببین
- شمارهٔ ۲۲۸ — ای در بلا فتاده دل مبتلای من
- شمارهٔ ۲۲۷ — آن شهنشاهم که از نطق «هی العلیا»ی من
- شمارهٔ ۲۲۹ — با چنین حسن آن صنم گر بی حجاب آید برون
- شمارهٔ ۲۲۶ — ای دهانت پسته خندان من
- شمارهٔ ۲۳۰ — گر شبی ماه من از ابر نقاب آید برون
- شمارهٔ ۲۳۱ — آن که ماه از شرم رویش بی نقاب آید برون
- شمارهٔ ۲۳۸ — آیینه دل پاک دار، ای طالب دیدار او
- شمارهٔ ۲۳۹ — زلفت شب است ای سیمتن! رویت مه تابان در او
- شمارهٔ ۲۳۴ — ای سر زلف شکن بر شکن و چین بر چین
- شمارهٔ ۲۳۳ — عاقل دانا بیاب آیت سحر مبین
- شمارهٔ ۲۳۵ — ماه اگر خوانم رخت را، نیست مه تابان چنین
- شمارهٔ ۲۳۶ — عشق اگر بازد کسی با روی دلداری چنین
- شمارهٔ ۲۳۷ — ندا آمد به جان از چرخ پروین
- شمارهٔ ۲۴۰ — نگارا بیسر زلفت پریشانم، به جان تو
- شمارهٔ ۲۴۱ — عاشقم بر قامت رعنای تو
- شمارهٔ ۲۴۶ — با غیر مگو حالم، کاغیار نداند به
- شمارهٔ ۲۴۸ — ای خیال چشم مستت خون صهبا ریخته
- شمارهٔ ۲۴۳ — دویی شرک است از آن بگذر، موحد باش و یکتا شو
- شمارهٔ ۲۴۲ — دل مردم به جان آمد ز دست آن کمان ابرو
- شمارهٔ ۲۴۵ — ای جان عاشق از لب جانان ندا شنو
- شمارهٔ ۲۴۴ — در عشق تو ای مهرو! عاشق چو منی کوکو؟
- شمارهٔ ۲۴۷ — باز آمد آن خورشید جان در رخ نقاب انداخته
- شمارهٔ ۲۵۴ — ای جمالت نسخه اسماء حسنی آمده
- شمارهٔ ۲۵۳ — ای به میان دلبران زلف تو بر سر آمده
- شمارهٔ ۲۵۲ — ای رخ ماه پیکرت شاهد بر پری زده
- شمارهٔ ۲۵۰ — ای بر گل عذارت ریحان تر نوشته
- شمارهٔ ۲۵۵ - نکوهش قضات رشوهخوار — دلیل ما شد آن ساقی به دارالعیش میخانه
- شمارهٔ ۲۵۶ — منم آن رند فرزانه که دادم جان به جانانه
- شمارهٔ ۲۵۱ — ای نوبت جمال تو در ملک جان زده
- شمارهٔ ۲۴۹ — ماییم دل ز عالم بر زلف یار بسته
- شمارهٔ ۲۶۰ — بر گرد مه ز مشک خطی برکشیدهای
- شمارهٔ ۲۶۱ — دلیل صبح سعادت، محمد عربی
- شمارهٔ ۲۶۲ — ای که حاجت ز در اهل ریا میطلبی
- شمارهٔ ۲۵۸ — ای ماه من چرا ستم از سر گرفتهای
- شمارهٔ ۲۵۹ — بر گل از عنبر تر نقطه سودا زدهای
- شمارهٔ ۲۶۴ — یارب، ای سرو من! امشب در کنار کیستی؟
- شمارهٔ ۲۵۷ — تا بر اطراف سمن مشک ختن ریختهای
- شمارهٔ ۲۶۳ — گر شبی دولت به دستم زلف یار انداختی
- شمارهٔ ۲۶۷ — ای ظاهر از مظاهر اشیا! خوش آمدی
- شمارهٔ ۲۶۸ — گر کنی قبله جان روی نگاری، باری
- شمارهٔ ۲۶۶ — ای باغ جنت از گل روی تو آیتی
- شمارهٔ ۲۶۹ — منه بر مهر خوبان دل، نصیب از عقل اگر داری
- شمارهٔ ۲۷۰ — گمان مبر که به صد جور و صد دل آزاری
- شمارهٔ ۲۷۲ — وصالت عمر جاوید است و بخت سعد و فیروزی
- شمارهٔ ۲۶۵ — ای ز قیام قامتت هر طرفی قیامتی
- شمارهٔ ۲۷۱ — ای بر دل پردردم هردم ز تو آزاری
- شمارهٔ ۲۷۹ — دل ما جای غم توست و تو هم میدانی
- شمارهٔ ۲۷۳ — با چنین رفتن، به منزل کی رسی؟
- شمارهٔ ۲۷۶ - ستایش فضلالله نعیمی — فضل حق میدهدم هردم از این می جامی
- شمارهٔ ۲۷۷ — گوهر دریای وحدت آدم است، ای آدمی
- شمارهٔ ۲۷۴ — عاشقانت گرچه بسیارند، ما زانها یکی
- شمارهٔ ۲۸۰ — به عشقت جان و دل دادم به غم زان گشتم ارزانی
- شمارهٔ ۲۷۸ — بیار ای ساقی مهوش! می گلرنگ روحانی
- شمارهٔ ۲۷۵ - ستایش فضلالله نعیمی — دم حق دمید در ما، دم فضل لایزالی
- شمارهٔ ۲۸۴ — اگر میرم ز ناز نازنینی
- شمارهٔ ۲۸۵ — زهی چشم و زهی ابرو، زهی روی
- شمارهٔ ۲۸۶ — پاک دار آینه ات آینه اللهی
- شمارهٔ ۲۸۷ — گر تو عاشق می شوی بر «واو» شو بر «جیم » و «هی »
- شمارهٔ ۲۸۲ — زلف را بر هر دو رخ جا می کنی
- شمارهٔ ۲۸۸ — از می عشقش کنون مستم نه هی
- شمارهٔ ۲۸۳ — جام شراب و ساقی زیبا و بانگ نی
- شمارهٔ ۲۸۱ — بیا ای احسن صورت! بیا ای اکمل معنی
- شمارهٔ ۲۹۰ — ببرد آرام و صبر از من پری پیکر دلارایی
- شمارهٔ ۲۸۹ — ز سودای سر زلفش سرم دنگ است و سودایی