شمارهٔ ۳۵ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نقش هستی رقم صورت کاشانه ماست
مستی کون و مکان از می و میخانه ماست
آب حیوان و می کوثری و ماء معین
جرعه صافی بی دردی پیمانه ماست
زرفشان شمع فلک، مجلس پیروزه لگن
عکس رخسار قمر پرتو پروانه ماست
فارغ از کعبه و بتخانه و دیریم و کنشت
ملک وحدت وطن و قاف قدم خانه ماست
مرغ لاهوت که از دام دو کون آزاد است
در حقیقت چو صدف طالب دردانه ماست
حاصل «انطقناالله » و «ان من شی ء»
گر کنی فهم سخن قصه و افسانه ماست
چه غم از مفلسی و قلت اسباب مرا
گنج وحدت چو مقیم دل ویرانه ماست
جمله ذرات جهان آینه صورت اوست
مطلع نور تجلی رخ جانانه ماست
هست بر فرق نسیمی شرف سایه حق
زان لوای عظمت افسر شاهانه ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی عمیق وجود و هستی انسان و ارتباط آن با جهان و ذات الهی میپردازد. شاعر با بیانی هنرمندانه و استعارههای زیبا، عشق و انس با خداوند را در کانون زندگی انسان قرار میدهد. او به وجود می و میخانه به عنوان نمادی از لذت و شادی اشاره میکند و نشان میدهد که در این دنیا، حقیقت و وحدت در دل انسانها نهفته است. همچنین، شاعر به بیاعتنایی به مکانهای مذهبی (کعبه، بتخانه و ...) اشاره کرده و تأکید میکند که وطن واقعی انسان در دل و روح اوست. در نهایت، او با زبانی پرشور به وحدت و یکپارچگی موجودات و تجلی نور الهی در تمامی ذرات جهان اشاره میکند.