شمارهٔ ۴۱ - سرزنش گمکردهراهان نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
مسجد و میکده و کعبه و بتخانه یکی است
ای غلط کرده ره کوچه ما! خانه یکی است
هرکس از جام ازل گرچه به نوعی مستند
چشم مست تو گواه است که پیمانه یکی است
صورت آدم و حوا به حقیقت دام است
معنی دام اگر یافته ای، دانه یکی است
گرچه بسیار بود قصه و افسانه عشق
چون تو صاحب نظری قصه و افسانه یکی است
اختلافی ز ره صورت اگر هست چه باک
آتش و شمع و شب و مجلس و پروانه یکی است
هریک از روی صفت یافته اسمی ور نه
مفلس و محتشم و عاقل و دیوانه یکی است
چشم احول ز خطا گرچه دو بیند یک را
روشن است این که دل و دلبر و جانانه یکی است
تکیه بر مسند هستی مکن ای صاحب جاه!
که در این ره بر ما گلخن و کاشانه یکی است
چون نسیمی، طلب گنج بقا کن که یقین
شاه و درویش در این منزل ویرانه یکی است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وحدت هستی و نابودی تمایزات ظاهری اشاره دارد. شاعر با بیان اینکه مکانها و اشیاء مختلف مانند مسجد، میکده، کعبه و بتخانه یکی هستند، به این نکته میپردازد که حقیقت و معنا در زیر لایههای ظاهری و نامها نهفته است. او بر این باور است که همه موجودات و حالات انسانی، چه فقیر و غنی، باصفا و دیوانه، در نهایت به یک حقیقت واحد مرتبطاند. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که باید از ظاهرگرایی دوری کرد و به باطن و حقیقت دل بست، چرا که در نهایت همه چیز، از جمله انسانها و روابطشان، به یک چیز واحد بازمیگردد.