نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

از سر کوی سلامت سفری می‌باید

بر سر راه ملامت گذری می‌باید

عشق در دعوت ما آمده ای دل بشتاب

که زخون جگرش ما حضری می‌باید

لوح دل سر به سر از گرد هوس گشت سیاه

شست‌وشویی به خود از چشم تری می‌باید

ترسمت سر خجل از خاک بر آری که به حشر

یادگاری به رخ از خاک دری می‌باید

گمرهی خسته و درمانده و مسکین و غریب

زین ره ای خضر خدا را گذری می‌باید

بستم از هر دو جهان دیده که بینم به رخت

یک ره ای دوست به کارم نظری می‌باید

چهره بنمای از آن زلف فرو هشته به رخ

آخر این تیره شبان را سحری می‌باید

صبح عید است و نشاط از پی قربانی دوست

نیست لایق که از او خسته‌تری می‌باید

فربهی نیست سزاوار به قربانگه عشق

ناتوان جانی و افکنده سری می‌باید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مسیری روحانی و معنوی اشاره می‌کند که باید طی شود. او از عشق و دعوت دل به صبر و شتاب در این مسیر سخن می‌گوید. شاعر از غم و غصه‌ی دل و ضرورت پاک‌سازی آن صحبت می‌کند و به یادآوری خدا و نیاز به عبور از مشکلات اشاره دارد. نیز به زیبایی معشوق و شگفتی‌های عشق اشاره می‌کند و تأکید دارد که در این سفر به سوی عشق و حقیقت، تلاش و اراده لازم است. صبح عید و نشاط نیز به عنوان نمادی از عشق و قربانی مطرح می‌شود که انسان را به ورطه‌ی قربانی کردن خود و تسلیم عشق می‌کشاند. در نهایت، او به عدم کفایت حال خود و ضرورت کوشش برای رسیدن به مقام عشق اشاره می‌کند.