شمارهٔ ۱۰۲ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هر نفس مجلس ما دوش معطر میشد
تا کجا ذکری از آن زلف معنبر میشد
پرتو ماه ز روی تو حکایت میکرد
ظلمت شب به سر زلف تو رهبر میشد
شرح الطاف تو آرایش مجلس میداد
ذکر اوصاف تو پیرایهٔ دفتر میشد
هر نفس شوق من از یاد تو افزون میگشت
هر زمان صبر من از روی تو کمتر میشد
من همی ذکر تو میگفتم و سد بار فزون
میشنیدم که در افلاک مکرر میشد
دری از روضهٔ فردوس به مجلس بگشود
یا خیال تو در اندیشه مصور میشد
از دعای شه و از ذکر تو میدید فروغ
بزم و روشن افق از خسرو و خاور میشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و تاثیر عشق و یاد محبوب میپردازد. شاعر بیان میکند که هر لحظه در مجلس یاد محبوب باعث خوشبو شدن فضا میشود و نور ماه از زیبایی او سخن میگوید. او از الطاف و اوصاف محبوب میگوید که مجلس را زینت میبخشد، در حالی که شوق او هر لحظه بیشتر و صبرش کمتر میشود. شاعر همچنان بر تکرار ذکر محبوب تاکید دارد و میگوید که این ذکر در آسمان نیز شنیده میشود. همچنین، او به زیبایی بزم و افق ناشی از عشق و یاد محبوب اشاره میکند.