نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۳ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شادمان غمزده و غمزدگان دلشادند

غم و شادی جهان بین که چه بی بنیادند

این جهان خود صوری مؤتلف از ابعاد است

یا طبایع که همی مجتمع از اضدادند

گر بپایند چه شادی و نپایند چه غم

خنک آنان که ازین شادی و غم آزادند

این من غمزده ام کز قبل روضه ی توس

دری از عرصه ی محشر برخم بگشادند

کرده های من سرگشته بالواح هوس

نقش بستند و به پیش نظرم بنهادند

سر بسر خواندم و دیدم بسیهکاری خویش

سیه آن دم که باین بخت سیاهم زادند

چاک کردند زبان، خاک فشاندند بچشم

لیک پنهان نظری جانب دل بگشادند

کام دل جستم و کردند براتیم دلی

سوی درگاه شهم باز حوالت دادند

اینک این فرق من و خاک در شاه نشاط

مخزن مارو گل و خار قرین افتادند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تضادهای زندگی مانند غم و شادی اشاره می‌کند و می‌گوید که این دو حالت، بی‌پایه و اساس هستند. او به نوعی ستیز میان این احساسات و ارتباط آن‌ها با شرایط زندگی انسان‌ها می‌پردازد. شاعر خود را به عنوان فردی غمزده توصیف می‌کند که در جستجوی شادی و آزادی از غم و غصه‌هاست. او به رویدادهایی که در زندگی‌اش اتفاق افتاده‌اند، اشاره می‌کند و به زخمی که از مشکلات جاری بر دلش نشسته، می‌پردازد. در نهایت، شاعر به این نکته می‌رسد که تفاوتش با طبیعت و خاک در درک شادی و غم نهفته است.