شمارهٔ ۱۱۰ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
روزی آخر رخت از پرده عیان خواهم کرد
خلق را در تو بحیرت نگران خواهم کرد
خاک پایت که بود غالیه ی طره ی حور
سرمه ی دیده صاحبنظران خواهم کرد
دست در سلسله ی خم بخمت خواهم زد
هر چه خواهد دل دیوانه چنان خواهم کرد
سر گیسوی تو در دست صبا خواهم داد
در و دیوار جهان مشک فشان خواهم کرد
ره درین شهر سرا تا بسرا خواهم جست
قطع این دشت کران تا بکران خواهم کرد
ناتوانیم مبین کز مدد دولت عشق
هر چه کردن بتوان یا نتوان خواهم کرد
هر چه گویند مگو برتر از آن خواهم گفت
هر چه گویند مکن بدتر از آن خواهم کرد
شاید این گریه ی جانکاه تن از جا بکند
هر سحر سیلی ازین اشک روان خواهم کرد
گفتم این لعل تو یا چشمه ی حیوان گفتا
جرعه ای نذر نشاط آخر از آن خواهم کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و اشتیاق خود صحبت میکند و میگوید که روزی جلوههای عشق را نمایان خواهد کرد. او میخواهد دلهای مردم را از محبت و زیبایی حیرتزده کند و بیان میکند که با خاک پای محبوبش سرمهای خواهد ساخت. شاعر به عشق خود قدرت میدهد و هر کاری که بخواهد انجام خواهد داد. او در تلاش است تا زیباییهای گیسوی محبوبش را به دست نسیم بسپارد و دنیا را معطر کند. او همچنین میخواهد مسیری را برای خود در عشق پیدا کند و خود را به چالش بکشد. شاعر بر این نکته تأکید میکند که عشق به او نیرویی میدهد تا از هر محدودیتی فراتر برود و احساسات عمیق خود را به تصویر بکشد. در نهایت، از اشکهایش به عنوان نشانهای از عشق یاد میکند و میل به شادی و نشاط از محبوب را بیان میکند.