نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۱ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

دفتر دانش سراسر سوختند

هر کرا حرفی ز عشق آموختند

دیده و گوش خرد را دوختند

عشق را آنگه زبان آموختند

شد نخست از دیده ناپیدا جهان

هر کجا شمعی زعشق افروختند

هر چه را دادند بگرفتند باز

تا خریدند آنچه را بفروختند

تا شود شایسته ی دیدار شاه

دیده ی شاهین دو روزی دوختند

بند بند تن ز هم ریزد نشاط

در نیستان آتشی افروختند

تا چه آتش (بود) کز یک شعله اش

حاصل کونین در هم سوختند

تا چه آبست این که از یک قطره اش

بحر اشک وجوی خون اندوختند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و تأثیر عمیق آن بر انسان‌ها می‌پردازد. در ابتدا، بیان می‌کند که دفتر دانش سوزانده می‌شود و عشق به عنوان یک معلم حقیقی معرفی می‌شود که دیده و گوش خرد را مسدود کرده و زبان عشق را آموزش می‌دهد. عشق به گونه‌ای عمل می‌کند که جهان را از طریق دیدگان پنهان می‌کند و هر جا که شمع عشق افروخته می‌شود، حقیقت نمایان می‌گردد. شاعر اشاره می‌کند که هر چیزی که به دست آمده، در واقع از قبل به نوعی فروخته شده است. برای شایسته بودن در دیدار با شاه (عشق)، دیده‌ای با دقت همانند شاهین دوخته می‌شود. همچنین درباره‌ی نشاطی صحبت می‌کند که می‌تواند در بدن انسان اثر بگذارد و آتش عشق را به نیستان (جایی از روح و احساس) می‌افروزد. شعر در نهایت به قدرت آتش و آب عشق اشاره دارد؛ آتش عشق با یک شعله می‌تواند دو جهان را بسوزاند و قطره‌ای از آن می‌تواند دریای اشک و جوی خون را جمع‌آوری کند. این بیان نشان‌دهنده‌ی عمق و جدیت عشق و تأثیرات آن بر زندگی انسان‌هاست.