نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۸ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد

در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد

منظر دیده قدمگاه گدایان شده است

کاخ دل درخور اورنگ شهی باید کرد

تیغ عشق و سر این نفس مقنع بخرد

زین سپس خدمت صاحب کلهی باید کرد

روشنان فلکی را اثری در ما نیست

حذر از گردش چشم سیهی باید کرد

شب که خورشید جهان‌تاب نهان از نظر است

قطع این مرحله با نور مهی باید کرد

خوش همی می‌روی ای قافله‌سالار به راه

گذری جانب گم کرده رهی باید کرد

نه همین صف زده مژگان سیه باید داشت

به صف دلشدگان هم نگهی باید کرد

جانب دوست نگه از نگهی باید داشت

کشور خصم تبه از سپهی باید کرد

گر مجاور نتوان بود به میخانه نشاط

سجده از دور به هر صبحگهی باید کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به این مسئله اشاره کرده است که در راه عشق و دلدادگی باید با تمام وجود تلاش کرد و از هیچ کوششی برای جلب توجه معشوق فروگذار نکرد شاعر همچنین به مراقبت از روابط عاشقانه و تلاش برای اجتناب از خصم و دشمنی اشاره می کند و وفاداری به معشوق و بسنده کردن به جلوه ای از عشق در زمان هجران و دوری موضوعاتی هستند که شاعر به آنها توجه داشته است.