نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۱ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

خدا بر لب ولی دل در هوا غرق

خدا را ما نکردیم از هوا فرق

ازین تخمی که افشاندیم در دشت

نباشد کشت ما جز در خور حرق

بریز آبی ز رحمت ورنه ما را

در آتش سوخت باید پای تا فرق

بما تردامنان منگر خدا را

جهانی خشک لب از غرب تا شرق

گرفتم راست ناید در دعا کذب

گرفتم در نگیرد با خدا زرق

نمیگریی چرا بر حالم ای ابر

نمیخندی چرا بر کارم ای برق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، شاعر به نوعی خدای خود را می‌طلبد و از فاصله میان خدا و دل انسان سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که ما به خدا از طریق ظواهر و دعاها دسترسی نداریم و تنها با عمل خود می‌توانیم او را درک کنیم. شاعر به ناامیدی از خشکی زمین و عدم بارش باران اشاره دارد و از ابر و برق می‌خواهد که به حال او توجه کنند و به او رحم کنند. در نهایت، او احساس می‌کند که دعایش بی‌نتیجه است و در عذاب و سختی قرار دارد.