نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۶ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عاشقان را عشق بس باشد کفیل

حسبنا الله ربنا نعم الوکیل

سر بسر اندیشه ها مقهور اوست

بر نتابد مور با نیروی پیل

رهبر فوج هوس شد خیل عشق

جیش شه بگرفت اطراف سبیل

هر که آید گو درآ او در دل است

خانه بی مهمان نمیخواهد خلیل

در مذاق زاهدان کفر است عشق

قبطیان را خون نماید آب نیل

خویشتن بینی دلیل گمرهیست

چشم بر مقصود نه یا بر دلیل

زشتخوییمان بر وی ما نگفت

آن بهشتی رو، زهی خوی جمیل!

با لب جان بخش دوش از ما گذشت

قال من قلنا جریح ام قتیل

خواجه تجدید اقامت میکند

در صحاحش المناخ است الرحیل

حالتی باید مقالت تا به چند

غم شود حاصل نشاط از قال و قیل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عمق و ابعاد عشق و عاشقی می‌پردازد. در این متن، عشق به عنوان یک نیروی قوی و مافوق ذکر شده است که تحت تأثیر آن، انسان‌ها درگیر افکار و احساسات گوناگون می‌شوند. شاعر عشق را به عنوان یک مهمان در دل توصیف می‌کند که هیچ خانه‌ای بدون او نمی‌تواند باشد. همچنین، بیان می‌کند که برای زاهدان، عشق کفر محسوب می‌شود، و نکته‌ای دیگر نیز اشاره می‌کند که شناخت خود منجر به گمراهی است. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که وضعیت خاصی لازم است که بتواند غم را به شادی تبدیل کند. به طور کلی، این شعر نگاهی عمیق به ماهیت عشق و تأثیر آن بر زندگی انسان دارد.