شمارهٔ ۱۹ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
حل العزام خلو اذا مهجة کئیب
درد حبیب را نشناسد دوا طبیب
رامی الهوا نصیب بنصب و قد نصاب
کز حسن با نصابی و از مهر بینصیب
بنهاده یار گوش به غوغای غیر و هست
گوهرفشان نشاط ز گفتار دلفریب
گل را چه شد که گوش نهد بر خروش زاغ
گیرم که زاغ شرم ندارد ز عندلیب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به درد و رنجی که ناشی از عشق و جدایی است، اشاره میکند. او میگوید درد عاشق را کسی نمیشناسد جز خود او، و طبیب نمیتواند برای او درمانی پیدا کند. شاعر اشاره میکند که عشق و زیبایی همراه با سختی و غم هستند. همچنین نسبت به بیتوجهی معشوق به حرفهای دیگران و غفلت از عشق واقعی گلایه میکند. در نهایت، به تضاد میان زاغ و بلبل اشاره میشود، که زاغ بیتوجه و بیشرم است در مقابل بلبل زیبا که پربازآوای عشق است.