نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۲ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شب عید است بیا تا لب ساغر گیریم

غم سی روزه به یک جرعه ز دل برگیریم

دور ماه فلک امروز به پایان آمد

وقت آنست که دور قدح از سر گیریم

سبحه و خرقهٔ سالوس به یک سو فکنیم

راه رندان قدح نوش قلندر گیریم

شستشویی به رخ از چشمهٔ حیوان جوییم

به کف آیینه بر آیین سکندر گیریم

تا به دیدار ظفر دیده منور گردد

سرمه از خاک در شاه مظفر گیریم

دوستان را همه لب بر لب ساغر گیریم

دشمنان را همه سر بر سر خنجر گیریم

خستگان را نبود تا خبری زود دلا

جایی اندر خم آن زلف معنبر گیریم

رخنه در کار غم افتاد نشاط از قدحی

قدحی تا که وجودش ز میان برگیریم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به مناسبت شب عید و شادمانی می‌پردازد و از روی آوردن به خوشی و دوری از غم‌های سال گذشته سخن می‌گوید. شاعر دعوت به نوشیدن از ساغر و جشن گرفتن می‌کند. او پیشنهاد می‌کند که وسایل سالوس و تظاهر را کنار بگذاریم و زنده و شاداب به زندگی ادامه دهیم. همچنین به همراهی دوستان و دوری از دشمنان اشاره می‌شود و از لذت بردن از زندگی و فراموش کردن غم‌ها یاد می‌کند. در نهایت، احساس نشاط و شادی جایگزین غم می‌شود و به نشاط اجتماعی و دورهمی‌ها اشاره می‌گردد.