نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۳ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

من بدین ساعد سیمین که تو داری دانم

که اگر تیغ زنی از تو حذر نتوانم

اگرم تلخ فرستی به حلاوت نوشم

اگرم غیب نویسی به ارادت خوانم

اگرم تاج دهی چاکر این درگاهم

اگرم سر طلبی شاکر این فرمانم

دگر از غم نگریزم که تویی غمخوارم

دگر از درد ننالم که تویی درمانم

گر برانی تو یکی بند به پا، مسکینم

گر بخوانی تو یکی چشمه‌طلب، عطشانم

گر تو دهقان منی گلبن رنگارنگم

گر تو بستان منی بلبل خوش الحانم

ذوق دیدار تو بس هم دل و هم دلدارم

خاک در بار تو بس هم سر و هم سامانم

بروم تا به کجا لطمه‌ی چوگان غمت

حالیا گوی‌صفت بر سر این میدانم

سوی جانان چو نظر می‌فکنم، جز جان نیست

چون به جان می‌نگرم نیست به‌جز جانانم

ناصح، از گفتن بیهوده مبر وقت نشاط

هر چه گویی تو چنانم من و سد چندانم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از عشق عمیق و وابستگی شدید گوینده به معشوق سخن می‌گوید. گوینده به زیبایی معشوق اشاره کرده و می‌نویسد که حتی اگر معشوق به او آزار برساند، او نمی‌تواند از او دور شود. او درد و غم خود را با وجود معشوقی که در کنار اوست، فراموش کرده و به شکرگزاری از نعمت‌های معشوق می‌پردازد. نهایتاً، احساسات او به شدت درگیر عشق است و در هر حالتی صفات مثبتی از معشوق را بیان می‌کند و بیان می‌کند که زندگی‌اش تنها با وجود معشوق معنادار است.