شمارهٔ ۲۱۵ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا در پناه درگه خاقان اکبریم
در آب ماهییم و در آتش سمندریم
اکنون که مانده دور از آن خاک آستان
بی آب جویباری و بی شعله مجمریم
در مجمر مکاره چون مرغ با بزن
در حلقه ی مقاصد چون حلقه بر دریم
از ما بهیچ کار نبینی ظفر که ما
تا دور از رکاب خدیو مظفریم
بستان بی بهار و شبستان بی نگار
بازار بی متاع و خریدار بی زریم
مغز تهی ز عقل و دل بیخبر ز عشق
جام تهی زباده، نی بی نوا گریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به حسرت و دلتنگی شاعر اشاره دارد. او در حال بیان این است که با وجود قدرت و عظمت خاقان (حاکم بزرگ)، خود را در وضعیتی ناخوشایند میبیند. شاعر احساس تنهایی و دوری از سرزمین خود را دارد و با تشبیهات مختلف، مانند ماهی در آب و اسب در آتش، به ناپایداری وضعیت خود اشاره میکند. او به کمبود محبت، زیبایی و شادی در زندگیاش اشاره کرده و از فقدان عشق و الهام رنج میبرد. در نهایت، شاعر به احساس پوچی و بیحوصلگی خود اعتراف میکند.