نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۱ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شاها هلال ماه نو از آفتاب خواه

ابروی یار بین وز ساقی شراب خواه

هر شب هلال عید ز ابروی یار بین

و ندر هلال جام ز می آفتاب خواه

چون دست صبحدم دهد اوراق گل بباد

گاهی بدست مصحف و گاهی کتاب خواه

روز از سماع گفته ی زاهد کنی بشب

کفاره از ترانه ی چنگ و رباب خواه

از پرسش حساب اگر اندیشه باشدت

از دست یار ساغر می بی حساب خواه

زان آب آتشین چو کشی جرعه خصم را

همچون خسی بر آتش و نقشی بر آب خواه

جز دلبران که دل برضای تو بادشان

هر دل که جز رضای تو خواهد خراب خواه

گلزار محفلت که همی باد با نشاط

پیوسته خرمش ز صبا و سحاب خواه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این غزل به زیبایی و جذابیت معشوق و عشق و شادابی زندگی پرداخته است. شاعر به تمثیل‌هایی از هلال ماه و ابروی معشوق اشاره می‌کند و این دو را به هم مرتبط می‌سازد. او از لذت‌های دنیوی مانند شراب و موسیقی سخن می‌گوید و بر این نکته تأکید می‌کند که محبت معشوق از همه چیز مهم‌تر است. همچنین، شاعر با اشاره به این که خوشی‌ها و زیبایی‌های زندگی از طبیعت و محفل‌های شادی سرچشمه می‌گیرد، ابراز می‌کند که باید به رضایت معشوق اهمیت داد. به طور کلی، این غزل موضوع عشق و لذت‌های زندگی را به شکلی زیبا و عاطفی بیان می‌کند.