شمارهٔ ۲۴۹ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
برون از خویشتن یک ره اگر گامی دو بگذاری
دمی بی دوست ننشینی رهی بی دوست نسپاری
گرانتر از وجودت چیست ای دل اندرین وادی
بهمراهان رسی شاید اگر خود را تو بگذاری
زمیر کاروانم هست در خاطری حدیثی خوش
که واپس ماندگان را چاره نبود جز سبکباری
تو رو بر تافتی و دوستان را قلب بشکستی
چه خواهی کرد اگر رو سوی قلب دشمنان آری
هجوم بیدلانت ترسم آخر تنگدل سازد
چه خواهی کرد یا رب با جهانی دل بدلداری
تویی چون خواجه سد منت فزون از بندگی دارم
منم چون بنده جز زحمت چو سود از خواجگی داری
بعهد ما همین نه بندگی از خواجگی خوشتر
که دل دادن ز دلداری و غم خوردن ز غمخواری
کدامین عهد عهد خسرو دریا دل عادل
سپهر آفتاب مجد و ظل حضرت باری
شهنشاها جهاندارا جهانگیرا جهانبخشا
ترا بادا مسلم تا جهان باشد جهانداری
اگر کوه است خصم ار بحر کی یارد درنک آرد
بخنگ ار جای بگزینی بچنگ ار تیغ بگذاری
چو چرخی ظاهر از کوهی اگر کوهی بود سایر
چو مهری طالع از بحری اگر بحری بود جاری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق انسانی، دوستی و وابستگی به دیگران میپردازد. شاعر با اشاره به اهمیت دوست و همراه در مسیر زندگی، بیان میکند که قدم گذاشتن در دنیا بدون دوست بهواقع بیمعناست. او زندگی را به نوعی سفر تشبیه میکند که در آن، بار سنگین تنهایی را نمیتوان به تنهایی بر دوش کشید. همچنین، شاعر نسبت به درد و رنجهای ناشی از جدایی و خیانت دوستان هشدار میدهد و بر اهمیت وفاداری در روابط انسانی تأکید میکند. در نهایت، پیوند میان بندگی و دوستی را با تأکید بر اینکه زندگی واقعی در عشق و همدلی با دیگران معنا پیدا میکند، مورد تأکید قرار میدهد.