شمارهٔ ۲۵۰ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر نه رخسار وی آشوب جهان بایستی
آن پری از نظر خلق نهان بایستی
آنکه بهرد گران عاقبت از ما بگذشت
هم از اول بمراد دگران بایستی
آبم از دیده روانست و دریغا که مرا
دیده ی خاک ره آن سرو روان بایستی
وسعت دهر نتابید برسوایی من
عشق را عرصه ای افزون ز جهان بایستی
یا ببایست نهان روی تو از دیده ی ما
یا ترا آگهی از درد نهان بایستی
ابروان تو دلیرند بخونریزی خلق
شرمی از تیغ شه ملک ستان بایستی
دولت شاه فزون، رایت بدخواه نگون
عاقبت کار چنان شد که چنان بایستی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و آرزوهای عاشق نسبت به معشوق پرداخته است. شاعر بیان میکند که اگر چهره معشوق آشکار شود، عالم دچار آشفتگی خواهد شد. آن معشوق که به دیگران نگاه میکند، باید از چشمها پنهان بماند. شاعر درد و اشکهایش را ناشی از فراق محبوب میداند و به وسعت عشق اشاره میکند که فراتر از جهان است. در نهایت، شاعر از شرم و ناتوانی ناشی از عشق صحبت کرده و به سرنوشت تلخ و دشواری که بر او و معشوقشان گذشته اشاره میکند.