شمارهٔ ۲۵۴ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا به کی افزایش تن کاهش جان تا به کی
خانه ویران از پی تعمیر زندان تا به کی
وادی خونخوار عشق است این نه بازار هوس
ترک سر باید در این ره فکر سامان تا به کی
دل بر دلبر بیفکن جان بر جانان فرست
این غم دل تا بچند این انده جان تا به کی
با قضای حق چه خیزد از رضای این و آن
کیست این یا چیست آن این تا به چند آن تا به کی
زلف ساقی گیر و جامی از می باقی طلب
در غم فانی توان بودن پریشان تا به کی
سر به پای دوست دارد گر به زلفش همسری
ای شب هجران نمیآیی به پایان تا به کی
دل نماند عشق کی ماند نهان در دل نشاط
آتش اندر پنبه بتوان کرد پنهان تا به کی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر سوالاتی را دربارهٔ بیپایانی دردها و رنجهای عشق و زندگی مطرح میکند. شاعر به این فکر میکند که تا کی باید در انتظار تغییر و بهتر شدن اوضاع بود، و در این مسیر، منزلت و زیباییهای عشق را به چالش میکشد. او از ویرانیها، ناراحتیها و ناامیدیها سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که عشق واقعی سختتر از هوسهای سطحی است. همچنین، تاکید میشود که نمیتوان از احساسات و دردهای عاشقانه فرار کرد و در نهایت به این نتیجه میرسد که نباید انتظار طولانی برای تغییر داشته باشیم، زیرا عشق و دردهای آن جزئی از زندگیاند.