نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۱ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

بیا دور ساقی بگیریم جامی

که دوران گردون نگردد به کامی

بیا و بیاسا به میخانه کآنجا

نه گنجی نه رنجی، نه ننگی نه نامی

بیا تا ببینی به رویی و مویی

چه خواهی ز صبحی چه جویی ز شامی

بنازم به بزمی که سازند سرخوش

یکی را به سنگی یکی را به جامی

بهاری که بینی خزان دارد از پی

اگر مرغ شاخی اگر صید دامی

سحر خفته بودند یاران دریغا

که باد صبا داشت از وی پیامی

غم اوست امروز و فرداست دوزخ

کشندم به آتش از آتش که خامی

من از تو، تو از من گریزی نباشد

مرا خواجه باید تو را هم غلامی

نشاطا بهارت خزان دارد از پی

اگر مرغ شاخی وگر صید دامی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعوت به شادی و خوشی در میخانه و کنار هم بودن است. شاعر از معشوق می‌خواهد که با هم جام بگیرند و از غم و رنج دور شوند. او به زیبایی و لذت زندگی تأکید می‌کند و از گذرای زندگی و خوشی‌های آن یاد می‌کند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که خوشی‌ها و غم‌ها همواره در کنار یکدیگر هستند و از این رو باید از لحظه‌ها بهره برد.