شمارهٔ ۲۶ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
در دلم جلوه نما یا شمری فرسنگ است
پیش یک جلوه ی تو عرصه ی عالم تنگ است
سنگ بردار که در جام علایق زهر است
جام بگذار که در دست حوادث سنگ است
پا بسر تا ننهی سر ننهی بر در دوست
طی این راه مپندار که با فرهنگ است
تا تو بیرون نروی دوست نگنجد بدرون
نه همین دیده که دل در خور جاهش تنگ است
سحر را در بر اعجاز درنگی نبود
راستی جو چه غم ارخصم تو با نیرنگ است
بی ملامت ندهد عشق چنان ذوق نشاط
تو اگر نام بر آری بنکویی ننگ است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دغدغههای عاشقانه و اشتياق عمیق به محبوب اشاره دارد. شاعر بیان میکند که در دلش احساساتی شدید به وجود آمده اما در برابر محبوبش، همه چیز کوچک و محدود به نظر میرسد. او از موانع و مشکلاتی که بر سر راه عشقش وجود دارد، سخن میگوید و تأکید میکند که عشق حقیقی باید بدون نیرنگ و فریب باشد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که برای رسیدن به عشق واقعی، باید از خودگذشتگی کرد و به صداقت پایبند بود.