نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۹ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

زهر سو بر بن در بینوایی

خداوندان فضل آخر عطایی

بدین بیگانگان سر چون توان برد

مگر دستم بگیرد آشنایی

ز ما تا کوی او راهیست پنهان

که در وی می نگنجد رهنمایی

برون از دهر باید شد نه از شهر

زخود باید شدن نه از سرایی

چه سود از سر بصحرا بر نهادن

اگر سر مینهی باری به پایی

بروز باز پس از ما چه خواهند

چه خواهد پادشاهی از گدایی

اگر تیغم زنی یا جام بخشی

نمیآید ز من جز مرحبایی

نشاط از تو خطا از وی صوابست

مجو جز این صوابی یا خطایی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ وضعیت انسانی در جهان و جستجوی حقیقت و معنای زندگی است. شاعر از فقر و ناامیدی گله‌مند است و بر این نکته تأکیید می‌کند که برای رسیدن به نیکویی و فضل الهی باید از دنیا و مظاهر آن فاصله گرفت. او اشاره می‌کند که کاروان زندگی را نمی‌توان با دیوانگان و بیگانگان پیش برد و نیاز به آشنایی و رهنما دارد. در نهایت، شاعر به این حقیقت می‌رسد که خوشی و نشاط از خداوند و برکت اوست و نه از دستاوردهای دنیوی. لذا تنها خداوند می‌تواند راهنمایی حقیقی باشد و آدمی باید سعی کند خود را از قید و بندهای دنیا رها کند تا به سرمنزل مقصود برسد.