شمارهٔ ۲۷۳ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شب تیره وره سخت، چنین سست چرایی
بشتاب اگر بر اثر ناقه ی مایی
زاندیشه ی رهزن بود این راهبران را
در دست نه شمعی و نه بر ناقه درایی
رهبر ز پس قافله و راهرو از پیش
تا عقل نماند نرسد عشق بجایی
فردا که سر از خاک برآرند خلایق
ترسم نتواند که برد راه بجایی
آن پا که نپیموده رهی بر سر کویی
وان سر که نیاسوده دمی بر کف پایی
گر درد بود هست دوا، دکه ی عطار
باز است و یکی نیست خریدار دوایی
بر هر که ستم رفت بباید کرمی کرد
غم نیست اگر دید نشاط از تو جفایی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از نومیدی و سردرگمی در مسیر زندگی سخن میگوید. شاعر به شب تیره و سخت اشاره میکند و از ناتوانی انسانها در پیدا کردن راه درست گلایه دارد. او از نبود راهنمایی مناسب و ابزار لازم برای پیشروی صحبت میکند و درمییابد که عشق بدون عقل نمیتواند راهی را به دوش بکشد. در آینده، با برآمدن خلایق، ممکن است کسی قادر به راهنمایی درست نباشد. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که باید به مشکلات دیگران توجه کرد و در مواجهه با ستم، اگرچه خود دچار جفا شدهایم، باید کرم و بزرگواری نشان دهیم.