شمارهٔ ۳۰ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
دلگشا بی یار زندان بلاست
هر کجا یار است آنجا دلگشاست
صورتی بی حاصل اندر سینه است
حاصل معنی دل ما دلرباست
درد و درمان را بهم آمیختند
درداز درمان جدا کردن خطاست
در دیار ما خرد را راه نیست
عشق آنجا حاکم و فرمانرواست
هر صوابی را عتابی از پی است
هر خطایی را عطایی از قفاست
کفر از ایمان جدا نبود ولی
مذهب عاشق ز مذهبها جداست
چشم حق بینی زحق بینان مدار
هر کرا بیخود ببینی با خداست
باد از آن جان به که مغلوب تن است
خاک از آن دل به که مفتون هواست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی احساس گمشدگی و دلتنگی است. شاعر میگوید که دل بدون یار، در زندان بلاست و فقط در کنار یار، دل شاداب و خوشحال است. او به وجود درد و درمان پیوندی اشاره میکند و میگوید که این دو را نمیتوان از هم جدا کرد. در دیار شاعر، عقل راهی ندارد و عشق حاکم است. همچنین بیان میشود که هر خوبی، عتابی و هر خطایی، پاداشی دارد. شاعر به ارتباط بین ایمان و کفر اشاره میکند و میگوید که مذهب عشق، با دیگر مذاهب متفاوت است. در نهایت، به این نکته اشاره میکند که برتری جان بر تن و دل بر هوای نفس اهمیت دارد.