شمارهٔ ۲۸ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تنها نه من که چشم جهانی به روی تست
روی نیاز خلق ز هرسو به سوی تست
بیچاره آن که از تو بغفلت گذشته است
غافلتر آنکه با تو و در جستجوی تست
جان میدهم ببوی سر زلف دلفریب
کان خود شمیمی از قبل خاک کوی تست
هر جا شکفته طلعتی از طرف شاخ تو
هر جا کشیده قامتی از فیض جوی تست
گر خورده ایم باده و از خود فتاده ایم
بر ما مگیر خرده که می از سبوی تست
بلبل بشاخ گلبن و مطرب ببزم شاه
ذکری که میرود همه از گفتگوی تست
با دیده کس فروغ تو بیند زهی دروغ
کین نور دیده نیز فروغی ز روی تست
بر عالم ار نشاط بنازد شگفت نیست
روی نیازش از همه عالم به سوی تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و زیبایی معشوق میپردازد. شاعر بیان میکند که نه تنها او، بلکه تمام جهانیان به این زیبایی و نیاز معشوق متوجه هستند. او میگوید کسی که از این زیبایی غافل است، بیچاره است و کسانی که در جستجوی معشوق هستند، در حقیقت در طلب او هستند. شاعر به عطر و جذابیت زلف معشوق اشاره میکند و بیان میدارد که هر جا نشانهای از زیبایی وجود دارد، آن هم به خاطر وجود معشوق است. همچنین شاعر به حالتی از مستی و غفلت اشاره میکند و از عشق خود به معشوق سخن میگوید. او میگوید که اگرچه ممکن است دچار اشتباهات و ضعفها شده باشند، اما نباید به آنها خرده گرفت. در نهایت، شاعر به نور و درخششی که معشوق در زندگی او ایجاد کرده، اشاره میکند و این که زیبایی و محبت معشوق برای او و دیگران در جهان بینظیر است.