شمارهٔ ۴۱ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
روز طرب و خرمی دولت و دین است
دوران زمان شاد به دارای زمین است
میگفت و همی دید در آیینه بمژگانش
آن تیر که از جوشن جان بگذرد این است
میگفت و همی خست بدندان لب خندانش
لعلی که به عقد گهر آمیخت چنین است
نبود عجب ار بخت سیاهم طلبد کام
زان روی که بازلف و خط و خال قرین است
زین پس من و با روز سیه گوشه ی عزلت
کان خال سیه نیز چو من گوشه نشین است
تا دوزخ هجران چه کند روز وداعش
بر من چو به عاصی نفس باز پسین است
این روی تو یا پرتوی از لمعه ی قدس است
این کوی تو یا گلشنی از خلد برین است
این نکهت گیسوی تو یا بوی بهار است
این چنین خم موی تو یا نافه ی چین است
این مهبط نور است که در وادی طور است
یا انجمن شاه که در گلشن فین است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره روزی شاد و پرخوشی است که به همراه دولت و دین آورده شده است. شاعر به زیباییهای معشوقهاش اشاره میکند و از عشق و آرزوهایش سخن میگوید. او به نقش سرنوشت و بخت در زندگیاش پرداخته و از درد دوری و جدایی احساس نارضایتی میکند. تصویرهای زیبایی از معشوقهاش، مانند لبخند و مویش، بیان شده و او در توصیف عشق و زیبایی، به بهشت و نور اشاره میکند. به طور کلی، شعر بیانگر شوق و امید به وصال و در عین حال غم هجران است.