نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شمشیر بدست آمد سر مست زجام است

بادا بحلش خون من ار باده حرام است

مفتون توام من نه بر آن طلعت و گیسو

آنجا که بهشت است نه صبح است و نه شام است

وقتی ز خرابات به خلدم گذری بود

کوثر نبود خوشتر از آبی که بجام است

شادی جهان زود مبدل بغم آید

آنرا که بغم شاد شود عیش مدام است

با ما قدحی خواجه سپردن نتواند

او را حذر از ننگ و مرا ننگ زنام است

وسواس خرد قصه بپایان نرساند

از عشق بپرسید که نا گفته تمام است

تیری اگر از شست گشادیم و خطا رفت

با خصم بگویید که تیغی به نیام است

جوش از هوسی در دل افسرده فتادست

در عشق نشاط آتشی افروز که خام است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر که به سبک غزل سروده شده، به مضامین عشق، مستی و تناقض‌های زندگی می‌پردازد. شاعر ابتدا از حالتی سرمست و شاداب سخن می‌گوید، به‌ویژه در مقایسه با گناه و حرام بودن شراب که نشان‌دهنده پیچیدگی‌های زندگی است. عشق و زیبایی‌های محبوب موجب شگفتی و مفتون شدن شاعر می‌شود، اما او همچنین به زودگذر بودن شادی‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که این شادی‌ها به سرعت به غم تبدیل می‌شوند. شاعر از خراباتی‌ها و می‌خانه‌ها به عنوان مکان‌هایی یاد می‌کند که در آن‌ها آرامش و خوشی یافت می‌شود. اشاره به حذر از ننگ و ترس از بدنامی نیز نشان‌دهنده تضاد میان عشق و قواعد اجتماعی است. در پایان، شاعر بر آتش عشق تأکید می‌کند و از ناامیدی و رنج دل شکایت می‌کند، اما همچنان بر این باور است که عشق نیرویی تازه و قدرت‌افزا در زندگی است.