شمارهٔ ۶۰ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر شهر حرام است و گرماه صیام است
بودن نفسی بی می و معشوق حرام است
آورده برفتار صنوبر که خرام است
کردست بپا شور قیامت که قیام است
دل برده بیک عشوه که این رسم نگاه است
جان داده بیک گفته که این طرز کلام است
زاهد مگر از وعده ی جنت برد از راه
آنرا که نه در کوی خرابات مقام است
با غیرنه خشمی، نه بما گوشه ی چشمی
چیزی که در او جای نشاط است کدام است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نظریهی عشق و زندگی پرداخته و به تضاد بین مذهب و عشق اشاره دارد. شاعر بیان میکند که در شهر حرام و در ماه رمضان، زندگی بدون می و معشوق نیز حرام است. او به شور و شوقی که در وجود معشوق و در محافل عشق وجود دارد، اشاره کرده و به زاهدان هشدار میدهد که نباید امید به بهشت آنها را از واقعیات زندگی و لذتهای آن دور کند. شاعر در نهایت سوال میکند که چه چیزی میتواند شادی را به انسان هدیه دهد اگر نه عشق و جمال معشوق.