شمارهٔ ۷ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نشناخت دل از زلف تو ویرانهٔ خود را
دیوانه و شب گم نکند خانهٔ خود را
از کوی تو میآیم و از خود خبرم نیست
پرسم مگر از غم ره کاشانهٔ خود را
در خانهٔ ما یار و عجب آنکه ز هرکس
جستیم خبر دادن نشان خانهٔ خود را
بیوعده نشستیم به ره منتظر اما
با یار نگفتیم ره خانهٔ خود را
از بیخودی خویش نبودم خبر ای کاش
نشنیدمی از غیر هم افسانهٔ خود را
پنداشت نشاط از ره لطف است و ندانست
مست است و ندانسته ره خانهٔ خود را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دلتنگی speaker است. او از عدم شناخت خود و ویرانی درونش به خاطر زلف و زیبایی معشوق میگوید. در حالی که از کوی محبوب میآید، از حال خود بیخبر است و در انتظار خبر از خانه و زندگیاش است. شاعر به بیخبریاش از خود و تنهاییاش در مسیر انتظار برای محبوب اشاره میکند. او تأکید میکند که در این بیخبری، احساسات و اشتیاقش به اشتباه به عنوان شادی تلقی میشود، در حالی که در واقع، مستِ عشق و ناامیدی است.