نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای فروغ ماه از شمع شبستان شما

چشمهٔ خور جرعه‌ای در بزم مستان شما

عشق دارد صیدگاهی نغز و دلکش کاندر آن

صید شیران می‌کند آهوی چشمان شما

زلف مشکین خم به خم بر طرف رو چوگان‌صفت

ای دل عشاق مسکین گوی چوگان شما

عقل از راهی برفت و صبر در کنجی نشست

آری آری عشق باشد مرد میدان شما

خیل کفر و جیش اسلام آشتی جستند و باز

صف به خون عاشقان بستست مژگان شما

روزگار آشفتگی از سر نهادستی دگر

تا چه بر سر دارد این زلف پریشان شما

فتنه از ملک شهنشه رخت بیرون می‌برد

پس چه خواهد کرد ازین پس چشم فتان شما

از اجل چندان امان خواهد که برگیرد نشاط

بهر رضوان تحفه‌ای از خار بُستان شما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره می‌کند و او را به فروغ و روشنی شبانه تشبیه می‌کند. عشق به عنوان یک شکارگاه دلنشین معرفی می‌شود که در آن دل‌ها به دام می‌افتند. زلف‌های معشوق به مانند چوب چوگان هستند و دل عاشقان را هدف قرار می‌دهند. شاعر از عقل و صبر صحبت می‌کند که در مقابل عشق ناتوان هستند و عشق را به عنوان یک میدان نبرد توصیف می‌کند. همچنین اشاره می‌کند که در این میدان، عشق و عاشقی در خون غرق شده‌اند. در پایان، شاعر به زیبایی و فتنه چشمان معشوق اشاره می‌کند و می‌پرسد که آیا سرنوشت چه بر سر زندگی عشاق خواهد آورد.