شمارهٔ ۸۰ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هر کرا دل با خدای مطلق است
ناخدا موج است و دریا زورق است
غرقه در دریا همی جوید کنار
چون کند آن کو بخود مستغرق است
نیست باید شد زخود تا هست شد
سلب خود از خود حدیثی مغلق است
جان زجانان، تن زخاک آمد پدید
هر کجا فرعی ز اصلی مشتق است
تن بخاک و جان بجانان شد حجاب
هر مقید احتجاب مطلق است
تن چو بی جان شد بپیوندد بخاک
جان چوبی تن شد بجانان ملحق است
طلعتش گویی بر آمد از نقاب
کابرویش مانا هلال مشرق است
نور را ظلمت عیان سازد نشاط
آنکه باطل دید بینای حق است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی رابطه انسان با خداوند و مفهوم وجود و غیاب میپردازد. شاعر میگوید که انسان با وجود تعلق به مادیات و محدودیتها، همواره به دنبال پیوستگی با خالق حقیقی خود است. او بیان میکند که جان انسان از جانان (خدا) آمده و در این دنیای مادی، تن انسان به خاک وابسته است، اما روح او به حقیقت و اصل الهی متصل است. در نهایت، این سخن به آنجا میرسد که برای درک حقیقت و روشنایی، باید خود را از محدودیتهای ظاهری رها کرد و به جوهر هستی پیوست. انسان بینا میتواند باطل را ببیند و درکی عمیقتری از حق داشته باشد.