شمارهٔ ۱۵ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / مثنویات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای نمودی از وجودت بود من
درد تو سرمایهٔ بهبود من
در ز فیض خود به رخ بگشادیَم
هر چه را لایق بدیدی دادیَم
از درت چون ساختم ساز سفر
کردم از آنجا چو آغاز سفر
زاد راه و توشه و سرمایهام
هم تو خود دادی به قدر پایهام
گر در این سودا زیان آوردهام
هر چه را بردم همان آوردهام
گرچه عمرم صرف عصیان تو شد
ورچه عصیان هم به فرمان تو شد
این زمان پیشت به پاداش گناه
نبودم غیر از زبانی عذرخواه
از گناه خود ندارم هیچ بیم
طالب بخشش بود بیشک کریم
بر کریمی تو اذعان کردهام
پیشت از جرم ارمغان آوردهام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این متن به ارتباط خود با خداوند و بیان احساساتش نسبت به گناهان و خطاهایش میپردازد. او با اشاره به اینکه وجودش نشانهای از خداوند است، بیان میکند که دردهای او سرمایهای برای بهبود و رشدش بوده است. شاعر از فیض و رحمت خداوند سخن میگوید و میگوید که خداوند به او آنچه لازم بوده را عطا کرده است. همچنین، او با اشاره به سفر زندگیاش و توشهای که خداوند به او داده، میافزاید که اگر در این مسیر ضرری دیده، در واقع همان را که داشته برده است. او از بخشیدن خداوند سخن به میان میآورد و با صراحت اعلام میکند که در برابر خطاهایش فقط میتواند عذرخواهی کند و در جستجوی بخشش است. شاعر به کرامت خداوند اعتراف میکند و از او میخواهد که بر گناهانش ببخشد.