نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / مثنویات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای طفیل بود تو بود همه

بود در سودای تو سود همه

بودی و جز بود تو بودی نبود

بود پنهان آتشی دودی نبود

عشق ناگه زد بر آتش دامنی

شعله‌ها سر کرد از هر روزنی

شعله‌ها راه ظهور آموختند

پرده‌ها یک یک سراسر سوختند

شد عیان از شعله‌ها آنگاه دود

شعله‌ها را دودها پنهان نمود

از درون چشمها جوشید رود

در کمون چشمه‌ها کوشید رود

چشمها زان دود نابینا شده

چشمه‌ها زان رود ناپیدا شده

چشم ما زان رودها خیره شده

روز ما زان دودها تیره شده

چون جمالش از حجاب غیب رَست

از شهود خویش بر خود پرده بست

بود تا بود او ز چشم غیر دور

از خفا گاهی و گاهی از ظهور

کیست دانی غیر این ما و منی

چیست دانی سیر زین ماء منی

چشم ما یک ره نبیند سوی دوست

ور ببیند هر چه بیند روی اوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره‌ی عشق و جستجوی محبوب در عالم هستی است. شاعر ابتدا به وجود و حضور معشوق اشاره می‌کند که همه چیز در سایه‌ی اوست و بدون او هیچ چیز باقی نمی‌ماند. سپس به توصیف شعله‌هایی می‌پردازد که از آتش عشق برمی‌خیزند و پرده‌ها را می‌سوزانند و به ظهور حقیقت می‌انجامند. این شعله‌ها، دودهایی را ایجاد می‌کنند که به نوعی مانع دیدن حقیقت و زیبایی معشوق می‌شوند. چشم‌ها به خاطر این دود نابینا شده‌اند و همچنان در جستجوی رود عشق هستند. در نهایت، شاعر نتیجه می‌گیرد که وجود معشوق از پرده‌ها و حجاب‌های غیب رسته و خود را می‌پوشاند. در این میان، فردی که در عشق و جستجوی محبوب است، تنها می‌تواند از طریق دل و چشم خود به او نزدیک شود و تمام چیزهای دیگر تنها در سایه‌ی معشوق معنا پیدا می‌کند.