نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / مثنویات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

درگذشتی از من ای رب رحیم

بازگشتم من به عصیان قدیم

چون ندیدی چاره‌ای در کار من

گشتی از رحمت تو خود ستار من

تا نبیند عیب من غیر از تو کس

پرده‌ها بستی به کارم پیش و پس

ای تو ستار عیوب بندگان

عیب ما و حسن خود کردی نهان

گر نمی‌بستی تو بر روی نکو

پرده ها از نور و ظلمت تو به تو

هوشها در پردهٔ مستی نبود

نیستها در جلوهٔ هستی نبود

می‌گشودی پرده گر از روی خویش

می‌نمودی گر رخ نیکوی خویش

نیکویی بر خلق پیدا میشدی

کس به زشتی از چه پیدا میشدی

من که دیده‌ستم به خود ستاریت

کی شوم نومید از غفاریت

خلق را بستی ز عیبم چشم و گوش

ای خدا عیب من از خود هم بپوش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس گناه و توبه‌ای عمیق اشاره دارد. شاعر به خداوند، به عنوان رحیم و ستار العیوب، می‌نگرد و از او می‌خواهد که عیوبش را پنهان کند. او اعتراف می‌کند که دوباره به عصیان و گناه بازگشته و این موضوع باعث شده که به رحمت خدا امیدوار باشد. شاعر از خدا طلب می‌کند که عیب‌های او را از دیگران پنهان کند تا فقط خود او از آن‌ها آگاه باشد. او به این نکته اشاره می‌کند که اگر خداوند پرده‌ها را کنار می‌زد و خود را به نمایش می‌گذاشت، نیکی‌ها و زشتی‌ها بهتر قابل تشخیص بودند. در نهایت، شاعر با امید به رحمت الهی، از خدا می‌خواهد که عیب‌هایش را حتی از خود او هم پنهان کند.