شمارهٔ ۹ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / مثنویات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
شاه ما کز لوح و کرسی باج خواست
این زمان افسانهٔ معراج خواست
جامهٔ هستی خود چون چاک کرد
فرش راه از اطلس افلاک کرد
مقصد او عشق و هم مقصود عشق
رهبر او عشق و هم ره بود عشق
نه به جایی یا مکانی رفته بود
تا مکان لامکانی رفته بود
با شبی تاریک و راهی بس دراز
شد سفر مشکل ابر اهل مجاز
لیک جا بودش در آنجا از نخست
سوی ما ناگه از آنجا راه جست
سوی ما زانجا چو عزم راه کرد
دیده را بیدار و دل آگاه کرد
از نشان راهها پرسیده بود
پرسشی چه یک به یک را دیده بود
باز سوی منزل آغاز رفت
از همان راهی که آمد باز رفت
راه او راه دیار خویش بود
مقصد او کوی یار خویش بود
نه همین یک شب که دانی رفته بود
روزها شبها نهانی رفته بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف سفر معنوی و روحانی میپردازد. شاه به دنبال حقیقت و عشق است و در این مسیر از عالم مادی جدا میشود. او تلاش میکند تا به جایی غیر از مکانهای ظاهری برسد و در این راه با مشکلات و تاریکیها مواجه میشود. اما در این سفر، او به عشق و یار خویش نزدیکتر میشود و در نهایت به خانهی خود، یعنی به دیار عشق میرسد. این سفر تنها در یک شب نیست، بلکه او سالها بهطور پنهانی در جستجوی حقیقت بوده است.