نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / مثنویات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

تا به کی ای نفس علت زای من

ای شده درد از تو درمانهای من

تابع خوی تو باید بودنم

روی دل سوی تو باید بودنم

روزگاری شد هوایت جسته‌ام

هر چه جز یادت ز خاطر شسته‌ام

بر هوای خویشتن بگزیدمت

بر خدای خویشتن بگزیدمت

بی هوای تو دمی نغنوده‌ام

بی رضای تو بگو کی بوده‌ام

هم به تصدیق خود و انصاف خود

یک زمان بشنو ز من اوصاف خود

دامن مقصود از کف داده‌ای

پشت بر مقصد به راه افتاده‌ای

جز تو کس از یار خود دوری نکرد

از دیار خویش مهجوری نکرد

نام مردن زندگی بگذاشتی

نیستی، پایندگی پنداشتی

شادیی گر یافتی گفتی غم است

زخمی ار دیدی بگفتی مرهم است

خود ز شادی روی دل برتافتی

سوی غم شادی کنان به شتافتی

از نکونامان گریزی تا به کی

با نکو نامی ستیزی تا بکی

ننگها از نام تو دارند ننگ

از تو بدنامان کنون آرند ننگ

خویش را بدنام و رسوا کرده‌ای

نامها در ننگ پیدا کرده‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نفس و خواسته‌های درونی خود شکایت می‌کند. او از درد و رنجی که نفسش برایش به وجود آورده، سخن می‌گوید و اظهار می‌دارد که در جستجوی هوای معشوق، هر چیز غیر از یاد او را فراموش کرده است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که بدون وجود معشوق، زندگی را بی‌معنا می‌داند و می‌پرسد که چطور می‌تواند بدون رضایت او زندگی کند. او خود را درگیر رفتارهای ناپسند و بدنامی می‌بیند و به انتقاد از خود و جامعه می‌پردازد و از ننگ‌هایی که به نامش چسبیده‌اند، گلایه می‌کند. شاعر به بحث درباره خوشی و غم نیز می‌پردازد و تأکید می‌کند که غم را به شادی ترجیح داده و از نیکی و خوبی دور شده است.