بخش ۲۸ - اهلیّت باده خواران حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / دستورنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
چو می روح بخشی نیاید به دست
دریغا که بر دستِ ناکس بُدست
عذابی شدیدست و رنجی عظیم
ز دستِ مخالف شرابِ حمیم
اگر جان شیرین دهندت به زور
ز دست ترش روی تلخ است و شور
زبانی دوزخ حریفِ بَدست
تو زو در عذابی و او از خودست
بتر از بتر چیست بدمستِ لُنب
کنارت پر افعیست برخود مَجُنب
به لاحول ابلیس را دور کن
به کسنی مداوای محرور کن
مده خرس را آب خضر ای پسر
که جز مُهره بر خر نزیبد گهر
چرا مفتیان می کنندش حرام
سخن راست بشو زپس احترام
دریغ است در کونِ خر ریختن
از آن شد سزایِ برآویختن
مگر مریم انگورِ آبستن است
که روحش درون همچو جان در تن است
چو از روح محض است آبستنیش
چرا زیر پای خران افکنیش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی موضوع روح و خمر (شراب) و مشکلات و عذابهایی که ناشی از ارتباطات اشتباه با آن است، میپردازد. او از سرنوشت تلخ کسانی میگوید که به دست افراد ناتوان و ناکس گرفتار میشوند و عذابی شدید را متحمل میشوند. در ادامه، شاعر به این نکته اشاره میکند که حتی اگر جان شیرین خود را نیز به زور بگیرند، نتیجهاش تلخی و ناخرسندی است. او به می تواند انسانی بدبخت و در عذاب باشد در حالی که آنچه در دست دارد، لازمه خوشبختی نیست. همچنین به انتقاد از حرمتهای بیمورد و رفتارهای نادرست مفتیان و علما در باب شراب اشاره میکند و میگوید که نباید به چیزی که اصل آن خوب است، آسیب زد. در نهایت، شاعر روح را به عنوان چیزی مقدس و ارزشمند معرفی میکند که باید مورد احترام قرار گیرد، نه اینکه آن را زیر پای خران بیندازند.