بخش ۴۰ - خلوت آباد حکیم حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / دستورنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
مرا هر چه با خویشتن بودمی
نه در مجلس انجمن بودمی
به اوقات بودی ز ماءالعنب
دو شیشه سه من راتبِ روز و شب
درِ خلوت آباد در بستمی
به کنج خود آسوده بنشستمی
به هر موسمی خانهای داشتم
حکیمانه پیمانهای داشتم
به دفع ملالت به رفع حجاب
روان کردنی کاسهی پر شراب
فرو دادمی کاسه سرسیاه
به میعاد عادت به رسم و به راه
درِ اشتها چون شدی باز، باز
سبک کردمی لقمهای چند گاز
به هر وقت میبود نفسِ حقیر
ز اندک غذا ریزهای ناگزیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف زندگی خود در تنهایی و دوری از جمع میپردازد. او از نشستن در گوشهای آرام و نوشیدن شراب در اوقات مختلف صحبت میکند. با استفاده از شراب به ملالتهای خود پایان میدهد و در عین حال به حکمت و آداب زندگی اشاره میکند. او از عادتهای روزمرهاش و لذتهای اندک زندگی مانند غذا و شراب یاد میکند و نشان میدهد که در سادهترین لحظات نیز میتواند خوشبختی را جستجو کند.