شمارهٔ ۱۰۰۱ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
ای بخت اگر حامی شوی سعیی کنی در کار من
باشد که هم یاری کند روزی دلِ نایار من
از جان چه دارم یک رمق وز دل چه گویم یک نفس
آه از دلِ بی جان من وای از دلِ بیکارِ من
آری نزاری خواندهای الصبر مفتاحالفرج
هم عاقبت سودی کند نالیدنِ اَسحار من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره امید و تلاش در مقابل مشکلات است. شاعر از بخت و سرنوشت خود میگوید و اینکه اگر بخت به او کمک کند، ممکن است روزی دلش را شاد کند. او اشاره میکند که زندگیاش خالی از انرژی و نشاط است و دلش در عذاب است. همچنین به صبر و تحمل اشاره میکند و اینکه ممکن است در نهایت، این نالهها و درخواستها به نتیجه برسند. در کل، شاعر به جستجوی امید و یاری در سختیها پرداخته است.