نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰۴ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

حذر کن ز آهِ جهان‌گیرِ من

که ناگه خورد بر هدف تیرِ من

نترسی که روزی به درد آورد

دلِ نازکت آهِ شب‌گیرِ من

منم آن که آهش لقب می‌نهند

جهانی بسوزد ز تأثیرِ من

ملامت مکن بر من از بی‌خودی

که ایزد چنین کرد تقدیرِ من

دل هر که دیوانۀ زلفِ توست

گرفتار باشد به زنجیرِ من

مگر از تو باشد قبولیّتی

وگرنه محال است تدبیرِ من

نه آخر نزاریِ زار تو‌ام

ببخشای بر نالۀ زیرِ من

عذابی شدیدست هجران‌ِ تو

خطایی عظیم است تأخیرِ من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق می‌پردازد. شاعر هشدار می‌دهد که آه‌ها و دردهایش می‌توانند دیگران را تحت تأثیر قرار دهند و بیان می‌کند که هر کسی که به زلف معشوق دل ببندد، در زنجیر درد و عشق او گرفتار خواهد شد. او همچنین از سرنوشت و تقدیر خود که از طرف خداوند رقم خورده، سخن می‌گوید و بر این باور است که غم دوری معشوق برایش عذاب‌آور است. در نهایت، شاعر از معشوق می‌خواهد که بر او ببخشاید و از تأخیر در عشقش انتقاد می‌کند.