نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۶۶ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای به دعوی خویشتن را مرد معنی ساخته

وآن گه از دعوی و معنی ذره ای نشناخته

لاف مردی از تو کی زیبد چو وقت امتحان

هستی از تر دامنی دامن گریبان ساخته

این قدر دانی مگر کاندر حقیقت جغد را

نیست ممکن طوق معنی داشتن چون فاخته

سر فرازی می کنی آری ببین در کوی عشق

گردکان را سر به شمشیر ادب انداخته

پست شو در پای عشق ار عشق بازی می کنی

از تکبر تا به کی داری کلاه افراخته

عشق چون پروانه باید باختن بازی مکن

تا به بازی عشق بازی عشق نبود باخته

آن گهی با عشق پردازی که از خود بگذری

چون بپردازی وجود از خویش نا پرداخته

کی توانی بود آخر بر خر لنگ وجود

چون نزاری اسب همت بر دو عالم تاخته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و ویژگی‌های واقعی مردانگی است. شاعر به کسی انتقاد می‌کند که فقط در ادعای مردی و معنی‌داشتن قوی است اما در عمل نشانه‌ای از این ویژگی‌ها ندارد. او می‌گوید که وقتی وقت امتحان می‌رسد، این ادعاها در واقعیت کم‌رمق هستند. عشق باید با تواضع و از خودگذشتگی همراه باشد و نه با تکبر. عشق واقعی نیاز به فداکاری دارد و به کسی که به خود می‌بالد، محقق نمی‌شود. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که برای رسیدن به عشق واقعی باید از غرور و خودبینی فاصله گرفت.