شمارهٔ ۱۰۸ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دل ز دست غم مده گر شادمانی بایدت
مرد جانان باش اگر جان و جوانی بایدت
رنج هجران کش ای اگر می وصل خواهی ای پسر
چون زمین شو پست اگر می آسمانی بایدت
وصل جانان را به جان باید خریدن بی مکاس
کی توانی یافتن تا رایگانی بایدت
اولین گامت قدم بر کام دل باید نهاد
مشکلا گر کام دل در کامرانی بایدت
هر دو می ندهند آن جا پس همی یک رنگ شو
این جهانی باز ده گر آن جهانی بایدت
هر دو بگذار و بمیر از پیش مرگ
گر همی در زندگانی زندگانی بایدت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی عشق و رنج های مرتبط با آن میپردازد. در ابتدا، شاعر تأکید میکند که اگر میخواهی شاد باشی، باید از غم دل بگذرانی و خود را به مردی شجاع تبدیل کنی. او برای رسیدن به وصل معشوق تأکید میکند که باید رنج هجران را تحمل کنی و در عوض زمینگیر شوی تا به آسمان برسی. عشق حقیقی، هزینهای دارد و نمیتوان به آسانی به وصال رسید. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که برای دستیابی به آرزوها باید اول قدمی واقعی برداشته و مشکلات را بپذیری. در نهایت، او از خواننده میخواهد که اگر زندگی واقعی میخواهد، باید از دو دنیا بگذرد و حتی برای رسیدن به زندگی بهتر از زندگی فعلی نیز دل بکند.