شمارهٔ ۱۲۰ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر من چرا وساوس شیطان به قوت است
زیرا که عقل در رهر عشاق علت است
گر بر تو نیست ظاهر و روشن نمی شود
تعیین این مقاسمه از بدو فطرت است
گرچه عنایت از طرف اکتساب نیست
توفیق اکتساب به وجه عطافت است
هم راه هر که شد نظر التفات حق
او را شبان تیره به مشعل چه حاجت است
آری همه ازوست چه گفتم همه خود اوست
کثرت چه کار دارد آنجا که وحدت است
من عَرَفَ نَفسَه برهاند تو را ز تو
ورنه همه تصور تو عین کثرت است
در ورطهی مجازی و انصاف را مجاز
دانند زیرکان که خلاف حقیقت است
مایی ماست آن که حجاب مراد ماست
خود بین به مذهب حکما بی بصیرت است
تو از کتابکی دو سه تلفیق کرده ای
چیزی که نزد دانا عین فضیحت است
بشنو که نکته های نزاری معتقد
در گردن قبول و ادای تو حجت است
اسرار در محبت آل است و السلام
بدبخت را به جای محبت عداوت است
این جا به حکم آن که نبی را حبیب خواند
مقصود از آفرینش اکوان محبت است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی وسوسههای شیطانی و نقش عقل در عشق میپردازد. او بیان میکند که روشنفکری در شناخت حقیقت عشق ضروری است و این شناخت از فطرت انسان ناشی میشود. اگرچه اکتساب علم و معرفت مهم است، اما در نهایت، توجه و التفات الهی است که باعث هدایت میشود. شاعر همچنین تأکید میکند که همه چیز از ذات الهی ناشی میشود و عالم کثرت تنها در سایه وحدت الهی معنا دارد. او به محدودیتهای فکری انسان اشاره میکند و میگوید که اگر کسی خود را بشناسد، میتواند به حقیقت برسد. در نهایت، عشق و محبت به اهل بیت و پیامبر (ص) را سرلوحه آفرینش میداند و از عداوت به جای محبت به شدت انتقاد میکند.