شمارهٔ ۱۲۵۸ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر یاد روزگار فراغت کند کسی
چون محنت از پس است تفاوت کند بسی
با نقد وقت ساخته اند اهل معرفت
این جا مجال نیست که طعنی کند کسی
آن جا که ابر دانه کند بر صدف نثار
غشّی بود که لاف کرامت زند خسی
درّ سخن نه لایق گوش همه کس است
چه ناطقی که بیهده گوید چه اخرسی
مصنوع خلق و صنعت خالق قیاس کن
دیری بود مقابل بیت المقدسی
عشق وهوس وجود و عدم این چه علت است
پیدا بود نهایت حد مهوسی
با خاک زود پست شود گرچه اوستاد
بر آسمان کشد سر طاق مقرنسی
با ناسزا مباش که هم جنس گفته اند
پرهیز کن ز صحبت هر نا مجنّسی
در بند آن مباش نزاری که هر گروه
بیرون کند سری به تعصب ز هر پسی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تامل در زندگی و تفاوت دوران خوشی و سختی میپردازد. شاعر اشاره میکند که افرادی که آگاهی دارند، فرصتهای زمانی را به خوبی مدیریت میکنند و در این فضا جایی برای کینهورزی نیست. همچنین بر اهمیت کلام و سخن گفتن اثرگذار تأکید میکند و میگوید در بیان معانی عمیق، باید از کلمات بیهوده پرهیز شود. او به مقایسه خلقت انسان و خالق اشاره میکند و سؤالهایی را درباره عشق و هوس مطرح میکند. در نهایت، به این نکته میپردازد که انسانها هرچند که مقام بلندی داشته باشند، نهایتاً از خاک پایین میآیند و باید از ناخالصیهای اجتماعی دوری کنند و به تفرقه و تعصب دامن نزنند.