نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۶۰ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

گر ز مردان صاحب درد باشی

در مردی زنی گر مرد باشی

تو را با نفس پروردن بود کار

همان باشد که بت پرورد باشی

برو چون قطب ساکن باش و بر جای

نه خورشیدی که عالم گرد باشی

بساط راه می باید شد این جا

تو هم چون کعبتین نرد باشی

گرت در آتش دوزخ بسوزند

بدین افسردگی هم سرد باشی

ببینی ای برادر صد قیامت

اگر یک شب چو ما در درد باشی

اگر گویی قیامت نیست اینجا

خلل در اعتقاد آورد باشی

بیامرزد خدایت حاش لله

گر از خود عاشقی ناورده باشی

نزاری با تو روی آن گه کند دوست

که از خود پشت بر خود کرده باشی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عمق درد و رنج انسانی است و به اهمیت صبر و تحمل اشاره می‌کند. شاعر می‌گوید اگر تو انسانی با درد و رنج باشی، نشان‌دهنده‌ی مردی واقعی هستی. او به برقراری ثبات و سکون در زندگی تأکید می‌کند و به دوری از فریبایی اطرافمان توصیه می‌کند. شاعر همچنین اشاره می‌کند که حتی در سختی‌ها و آتش دوزخ، باید صبور بود و از این آزمون‌ها درس گرفت. در نهایت، او به روشن‌فکری و ایمان برادران را زیر سوال می‌برد و می‌گوید که اگر عشق و ایمان در دل نباشد، هیچ ارزشی نخواهد داشت.