شمارهٔ ۱۲۶۶ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلا یک رنگ شو با ما مپوش از زرق زراقی
مکن تر دامنی بر خشک و بستان ساغر از ساقی
مخور با خویش وگر خوردی به یاد دوست خور باری
که ناید از سموم بادیه جلاب پَر آقی
سقاک الله قدح بستان ز دست ترک یغمایی
عفاک الله تفرج کن به روی حور ییلاقی
شراب تلخ با شیرین دهانان خوش توان خوردن
که با پاکیزه رویی هستِشان پاکیزه اخلاقی
گر از قامت سخن گوید بر آن سیمین بران باری
نیارد کرد سروِ باغ دعوی سمن ساقی
اگر پروانهیی خود را زند بر شعله شمعی
مکن عیب ای ملامت گر که می سوزد ز مشتاقی
مهلهل کی ستم کردی اگر بیچاره دانستی
که نام ازهر و مزهر بماند در وفا باقی
نوایی برکش و عشاق را در سر فکن شوری
نزاری کی رسد افسرده را نسبت به عشاقی
ز قلاشان و رندان گونه از خامان و خود بینان
به رندی و به قلاشی تو خود مشهور آفاقی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر دعوت به یگانگی و پرهیز از ریاکاری میکند. او از دوستداران میخواهد که در میخانه و هم نشینی با دوستان، به دور از تظاهر، خوش بگذرانند و از لحظات زندگی لذت ببرند. نکتهای دیگر درباره اهمیت یادآوری عشق و دوستی مطرح شده و اینکه باید از تلخیها و مشکلات زندگی غافل شد. شاعر به زیبایی و پاکی اخلاق و محبت اشاره میکند و از نفوذ عشق در دل آدمی میگوید. در نهایت، او به اهمیت خوشگذرانی و رندی در زندگی تأکید کرده و میگوید که این ویژگیها برای او و دیگران شناخته شدهاند.