نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۷۰ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

سوختم در زمهریر از تشنگی

تا به کی دارم نفیر از تشنگی

سینه‌ای دارم کدامین سینه بل

کوره‌ ای هم چون اثیر از تشنگی

ساقیا گر پای‌مردی می کنی

یک زمانم دست گیر از تشنگی

در نگنجد هر چه باشم منتظر

جز شرابم در ضمیر از تشنگی

از اوامم ناگزیر از مفلسی

از مدامم ناگزیر از تشنگی

در دلم زن آتشِ می گو بسوز

چند باشم در زَحیر از تشنگی

آتشی دیدی که باشد هم چو آب

خسته را آتش پذیر از تشنگی

چون سمندر هر که آتش خواره نیست

گو چو بوتیمار میر از تشنگی

زهر خور گو منکرِ آبِ حیات

تا بسوزد در سَعیر از تشنگی

زارییی ماند از نزاری ساقیا

زرد شد هم چون زریر از تشنگی

این عجایب تر که در سرمای دی

سوخت با این زمهریر از تشنگی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از شدت تشنگی و سردی احساسات خود می‌گوید و از ساقی می‌خواهد که به او کمک کند و با نوشیدنی او را از این وضعیت رهایی بخشد. او در بیان تشنگی‌اش تصاویری از آتش و سردی را به کار می‌برد و اشاره می‌کند که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز تشنگی او ادامه دارد. شاعر به وجود سینه‌ای سوزان و آتشین که در عین حال تشنه است، اشاره می‌کند و به نوعی درون خود را به تصویر می‌کشد. در نهایت او از زاری و دل‌سوختگی خود بر اثر این تشنگی می‌گوید و به حالت یأس و ناامیدی خود اشاره می‌کند.